بایگانی برچسب: قیصر امین پور

موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور

موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه‌ایست، رفتن رسیدن است تا شعله در سریم، پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم پرواز بال ما، در خون تپیدن است پر می‌کشیم و بال بر پرده‌ی خیال …

توضیحات بیشتر »

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند از قیصر امین پور

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند از قیصر امین پور بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند سالها، هجری و شمسی، همه بی‌خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادند چشم های نگران آینه‌ی تردیدند نشد از سایه‌ی خود هم بگریزند دمی هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در …

توضیحات بیشتر »

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما از قیصر امین پور

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما از قیصر امین پور بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما بفرمایید هرچیزی همان باشد که می‌خواهد همان، یعنی نه مانند من و مانندهای ما بفرمایید تا این بی‌چراتر کار عالم «عشق» رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما سرِ مویی اگر با عاشقان …

توضیحات بیشتر »

گزیده ای از بهترین اشعار قیصر امین پور

گزیده ای از بهترین اشعار قیصر امین پور   دل داده‌ام بر باد، بر هر چه باداباد مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد ای عشق از آتش، اصل و نسب داری از تیره دودی، از دودمان باد آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش، در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین، چون بیستون …

توضیحات بیشتر »

دل داده ام بر باد هر چه بادا باد از قیصر امین پور

دل داده ام بر باد هر چه بادا باد از قیصر امین پور دل داده‌ام بر باد، بر هرچه بادا باد مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد ای عشق از آتش اصل و نسب داری از تیرهٔ دودی، از دودمان باد آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش، در جان باد افتاد هر قصر …

توضیحات بیشتر »

شعر اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد از قیصر امین پور

اول آبی بود این دل، آخر اما زرد شد… اول آبى بود این دل، آخر اما زرد شد آفتابى بود، ابرى شد، سیاه و سرد شد آفتابى بود، ابرى شد، ولى باران نداشت رعد و برقى زد ولى رگبار برگ زد شد صاف بود و ساده و شفاف، عین آینه آه، این آیینه کى غرق غبار و گرد شد؟ هر …

توضیحات بیشتر »

من تو را از عهد آدم دوست دارم از قیصر امین پور

قیصر امین پور من از عهد آدم تو را دوســت دارم من از عهد آدم تو را دوســت دارم   از آغـــاز عالــم تو را دوســت دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح   سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوســت دارم نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !   من ای حس …

توضیحات بیشتر »

خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری از قیصر امین پور

اشعار قیصر امین پور خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری خسته ام از آرزوها؛ آرزوهای شعاری   شوق پرواز مجازی؛ بالهای استعاری لحظه های کاغذی را؛ روز وشب تکرارکردن   خاطرات بایگانی ؛ زندگی های اداری آفتاب زرد وغمگین؛ پله های رو به پایین   سقفهای سرد و سنگین؛ آسمانهای اجاری با نگاهی سرشکسته؛ چشمهایی پینه بسته   خسته از …

توضیحات بیشتر »

حرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟ از قیصر امین پور

قیصر امین پور حــرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟ حــرفهــــا دارم اما … بزنم یا نزنم؟ با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟ همه ی حــرف دلم با تو همین اســت که دوســت چــــه کنــم؟ حـرف دلــــــم را بزنــــم یا نزنــم؟ عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم زیــــر قول دلــــــم آیا بزنــم یا نزنــم؟ …

توضیحات بیشتر »