بایگانی برچسب: فریدون مشیری

شعر کوچه فریدون مشیری وپاسخ هما میرافشار

شعر کوچه فریدون مشیری وپاسخ هما میرافشار   بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی با هم …

توضیحات بیشتر »

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی‌‌‌تابم از فریدون مشیری

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی‌‌‌تابم از فریدون مشیری تو کیستی، که من اینگونه، بی تو بی‌‌‌تابم؟ شب از هجوم خیالت نمی‌برد خوابم. تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق، سرگشته، روی گردابم! تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟ تو را کدام خدا؟ تو از کدام جهان؟ تو در کدام کرانه، تو …

توضیحات بیشتر »

اشعار فریدون مشیری

اشعار فریدون مشیری   شعری از زنده یاد فریدون مشیری در رثای احمد شاملو  راست می گفتند همیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتد من به همه چیز این دنیا دیر رسیدم زمانی که از دست می رفت و پاهای خسته ام توان دویدن نداشت چشم می گشودم همه رفته بودند مثل “بامدادی” که گذشت و دیر فهمیدم …

توضیحات بیشتر »

بیوگرافی فریدون مشیری

بیوگرافی فریدون مشیری:   نام اصلی: فریدون مشیری زمینه فعالیت: شعر فارسی تولد: ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ محل زندگی: تهران، مشهد ملیت: ایرانی جایگاه خاکسپاری: قطعه هنرمندان بهشت زهرا پیشه: شاعر، روزنامه‌نگار فریدون مشیری در سی ام شهریور ماه ۱۳۰۵ در تهران بدنیا آمد. در دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سال اول دانشگاه دفتری از …

توضیحات بیشتر »

شعر انسان و گرگ فریدون مشیری

گفت دانایى که گرگى خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر   لاجرم جارى است پیکارى سترگ روز و شب مابین این انسان و گرگ   زور بازو چاره این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست   اى بسا انسان رنجورِ پریش سخت پیچیده گلوى گرگ خویش   وى بسا زورآفرین مردِ دلیر مانده در چنگال گرگ خود …

توضیحات بیشتر »

شعرهای کوتاه ماندگار

اشعار کوتاه عاشقانه و عرفانه   گاه یک تک بیت گویا تر بُود ازیک غزل همچو آهی که بود کوته وُ پرسوز و گداز محمود افهمی ****** خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری خنک آن دم که برآید ز خزان باد بهاری خنک آن دم که برآید به هوا ابر عنایت تو از آن ابر به صحرا …

توضیحات بیشتر »