بایگانی برچسب: فروغ فرخزاد

شعرهای عاشقانه از فروغ فرخزاد

شعرهای عاشقانه از فروغ فرخزاد امشب از آسمان دیده تو  روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت کاغذها  پنجه‌هایم جرقه می‌کارد شعر دیوانه تب‌آلودم  شرمگین از شیار خواهش‌ها  پیکرش را دوباره می‌سوزد  عطش جاودان آتش‌ها  آری آغاز دوست داشتن است  گرچه پایان راه ناپیداست  من به پایان دگر نیندیشم  که همین دوست داشتن زیباست  شب پر از قطره‌های الماس است  …

توضیحات بیشتر »

شعرعاشقانه از فروغ فرخزاد

شعرعاشقانه از شاعر به نام فروغ فرخزاد چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنی دست مرا که ساقه سبز نوازش است با برگ‌های مرده هم‌آغوش می‌کنی گمراه‌تر از روح شرابی و دیده را در شعله می‌نشانی و مدهوش می‌کنی ای ماهی طلائی مرداب خون من …

توضیحات بیشتر »