بایگانی برچسب: شعر عاشقانه

عکس پروفایل و عکس نوشته بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

عکس پروفایل و عکس نوشته بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم   بی‌تـو مهتاب شبی بــاز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبــال تـو گشتم   خاطراتت همه طی شد، به ته کوچه رسیدم در مه آلوده‌گى شهر تـو را دل‌شده دیدم   دیدمت بــاز همــانجا و همــان اخم قدیمی لذت کندن صد بــاره …

توضیحات بیشتر »

پلک وا کن رو به من، رو کن هر آنچه بود را از جواد منفرد

پلک وا کن رو به مـن رو کن هر آنچه بود را از جواد مـنفرد   پلک وا کن رو به مـن، رو کن هر آنچه بود را آن دو تا جامِ میِ نابِ غزل آلود را زل بزن در چشم مـن بگذار وقت رفتنت خوب بدمسـتی کنم این فرصت محدود را سینه‌ام آتش گرفته، دسـت مـن قلیان بده تا …

توضیحات بیشتر »

گفتم از نزدیکیِ دیدار،گفتی:ساده‌ای از سجاد سامانی

گفتم از نزدیکیِ دیدار، گفتی: ساده‌ای از سجاد سامانی   گفتـم از نزدیکیِ دیدار، گفتی: «ساده‌ای! دورم از دیدار با هر پیـش پا افتـاده‌ای!» کوچکم خواندی، که پیش چشـم ظاهربین تو دیگـران کوهـند و من سنـگ کنار جاده‌ای شهـر را گشـتم که مانـند تو را پیـدا کنم هیچ‌کـس حتـی شـبیه‌ت نیسـت، فوق‌العـاده‌ای! با دلِ آزرده‌ام چیـزی نمی‌گـویی ولـی از دل …

توضیحات بیشتر »

خانهٔ دل بی‌تو گر ویران بماند بهتر است از یوسف ولایی

خانهٔ دل بی‌تو گر ویران بماند بهتر است از یوسف ولایی     خانهٔ دل بی‌تو گر ویران بماند بهتر است صاحبِ این خانه بی‌سامان بماند بهتر است داغ عشق از کوره سوزان‌تر ولی این را بدان هرچه این آتش به دل سوزان بماند بهتر است تر کنی لب می‌دهم جان، جان چه قابل نازنین این گران بی عشقِ تو …

توضیحات بیشتر »

شعرعاشقانه از فروغ فرخزاد

شعرعاشقانه از شاعر به نام فروغ فرخزاد چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنی دست مرا که ساقه سبز نوازش است با برگ‌های مرده هم‌آغوش می‌کنی گمراه‌تر از روح شرابی و دیده را در شعله می‌نشانی و مدهوش می‌کنی ای ماهی طلائی مرداب خون من …

توضیحات بیشتر »