بایگانی برچسب: شاملو

 عاشقانه ها ی شاملو

 عاشقانه ها ی شاملو   آیدا در آینه لبانت به ظرافت شعر شهوانی‌ترین بوسه‌ها را به شرمی چنان مبدل می‌کند که جاندار غار نشین از آن سود می‌جوید تا به صورت انسان درآید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور ترا هدایت می‌کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده‌ام بی آن که به انتظار صبح مسلح …

توضیحات بیشتر »

عاشقانه های شاملو از مجموعه آیدا و آینه

عاشقانه های شاملو از مجموعه آیدا و آینه من و تو، درخت و بارون … من باهارم تو زمین من زمینم تو درخت من درختم تو باهار ــ نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه میونِ جنگلا تاقم می‌کنه.  تو بزرگی مثِ شب. اگه مهتاب باشه یا نه تو بزرگی مثِ شب.  خودِ مهتابی تو اصلاً، خودِ مهتابی تو. تازه، وقتی …

توضیحات بیشتر »

گلچینی از اشعار کوتاه احمد شاملو

گلچینی از اشعار کوتاه احمد شاملو سرودِ آن کس که از کوچه به خانه باز می‌گردد  نه در خیال، که رویاروی می‌بینم سالیانی بارآور را که آغاز خواهم کرد.  خاطره‌ام که آبستنِ عشقی سرشار است کیفِ مادر شدن را در خمیازه‌های انتظاری طولانی مکرر می‌کند.  خانه‌یی آرام و اشتیاقِ پُرصداقتِ تو تا نخستین خواننده‌ی هر سرودِ تازه باشی چنان چون …

توضیحات بیشتر »