بایگانی برچسب: زیباترین غزلیات فریدون مشیری

زیباترین غزلیات فریدون مشیری

زیباترین غزلیات فریدون مشیری می‌خواهم و می‌خواستمت، تا نفسم بود می‌سوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود، که این شعله بیدار روشنگر شب‌های بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی‌ آمد و بگذشت غم بود، که پیوسته نفس در نفسم بود دست من و آغوش تو، هیهات، که یک عمر تنها نفسی‌ با تو نشستن …

توضیحات بیشتر »