بایگانی برچسب: امیر خسرو دهلوی

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا از امیر خسرو دهلوی

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا از امیر خسرو دهلوی ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا ابر و باران و من و یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا سبزه نوخیز و هوا خرم و بستان سرسبز بلبل روی سیه مانده ز …

توضیحات بیشتر »

غزلیات امیر خسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عشق از پی جان گرفت ما را خلقی به زبان گرفت ما را خرسند به عافیت نبودیم اینک حق آن گرفت ما را سرو قد او به ناز و فتنه هر لحظه روان گرفت ما را ای دیده، چه ریزی از برون آب؟ کاین شعله به جان گرفت ما را همچون کایینه گیرد آتش عشق تو چنان گرفت …

توضیحات بیشتر »

دیوان اشعار امیر خسرو دهلوی

دیوان اشعار امیر خسرو دهلوی دیوانه می کنی دل و جان خراب را مشکن به ناز سلسله مشک ناب را بی جرم اگر چه ریختن خون بود و بال تو خون من بریز ز بهر ثواب را بوی وصال در خور این روزگار نیست ضایع مکن به دلق گدایان گلاب را ای عشق، شغل تو چو به من ناکسی رسید …

توضیحات بیشتر »