بایگانی برچسب: اخوان ثالث

شعر نذر کرده ام یک روز که خوشحال تر بودم از اخوان ثالث

شعر زیبای مهدی اخوان ثالث نذر کرده ام یک روزی که خوشحال تر بودم بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد یک روزی که خوشحال تر بودم می آیم و می نویسم که این نیز بگذرد مثل همیشه …

توضیحات بیشتر »

آب و آتش از شعرهای اخوان ثالث

آب و آتش از شعرهای اخوان ثالث آب و آتش آب و آتش نسبتی دارند جاویدان مثل شب با روز، اما از شگفتی‌ها ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما آتشی با شعله‌های آبی زیبا آه آب و آتش نسبتی دارند دیرینه آتشی که آب می‌پاشند بر آن، می‌کند فریاد ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند …

توضیحات بیشتر »

باید زیست از  اشعار اخوان ثالث

باید زیست از  اشعار اخوان ثالث باید زیست زندگی با ماجراهای فراوانش، ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم بافته ماجراها گونه گون و رنگ وارنگ ست؛ چیست اما ساده تر از این، که در باطن تار و پود هیچی و پوچی هم آهنگ است؟ من بگویم، یا تو می‌گویی هیچ جز این نیست؟ تو بگویی یا …

توضیحات بیشتر »

قاصدک از اشعار اخوان ثالث

قاصدک از اشعار اخوان ثالث قاصدک قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از كجا وز كه خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، ‌اما گرد بام و در من بی ثمر می‌گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس برو آنجا كه تو را منتظرند قاصدک! در …

توضیحات بیشتر »