خود مدیریتی یا self managing

 

 

خود مدیریتی (Self managing) چیست؟

خود مدیریتی عـبارت اســت از: کنترل و هدایت واکنش های هیجـانی و احسـاسات در برابر افراد و در موقیـعت های مخـتلف که ازاین طـریق قادر به واکنـش مثبت و موثر بود .خود مدیریتـی به معنای پذیـرش نقاط ضعـف و مدیـریت پیوسـته و دائم گرایـش هاســت. در واقع خود مدیریتی توانایی بالاتر از مقاومت در برابر رفتار مشکل زا اســت خود مدیریتی وابسته به خود آگاهی شماســت و رفتارها را به طور مثبت رهبری کردن اســت .
هدف و ضرورت های خود مدیریتی 
هدف از کسب این مهارتها رسیدن به سلامت جـسمی و روانی ودر نهایت موفقیـت های فردی و اجـتماعی اســت یادگیری این مهـارتها انقدر برای موفقیت ضروری اســـت که 60%عملـکرد در همه شغلها را شـامل می شود.و در تحقیـقات فراوانی تاثیـراین مهارت ها در سـلامتی افراد به اثبات رسیده اســت .همراه با تغییرات مربوط به یادگیری این مهارتها تغیـیرات فیزیکی در مغز شکل می گیرد .

چگونگی تفکر و عمـلکرد افرادتحـت تاثیر سه توانایی هوش ،شخـصیت و مهارت های هوش هـیجانی (خود مدیریـتی ومدیریـت در ارتبـاط )اســت و از این توانایی ها مهارت های خود مدیریتـی قابل آموزش و یادگـیری اســت.

خود مدیریتی یا self managing

 

خود آگاهی چیست؟

قابلیت های فردی محـصول دو مهارت خود آگاهی و خود مدیریتـی اســت که این مهارتها بیشتر بروی فرد تمرکز دارند .
خودآگاهی توانایی در شناسایی ددقیق هیجانها ،خصوصیات، نیازها،اهداف، مسئولیت،ارزوها،تواناییها،ضعفهاو نظامهای ارزشی اســت.

خودآگاهی شامل:
-تشخیص وشناسایی هیجانها و رفتارهای فردی و اهمـیت آنها اســت شناسـایی هیجانها در رفتارها بســیار مهم اســت زیراهیجان ها و احساسات در مورد قضاوت ها به ما اطلاعات می دهند و منبع اطلاعاتی سودمـندی هستند . آنها به ما می گویند انرژیمان را کجا وچگونه جهـت دهیم.

-تشخیص و بر چسـب گذاری تعداد هیجان های اصلی عبارتنداز: ترس،خشم،شادی،تعجب،غم،انزجار و تنـفر اســت که تعداد هیجان ها بسـیار زیاد اســت و میتواند ترکیبـی از حالتهای هیـجانی با هم باشد .همچنـین مردم در هرفرهـنگ وموقعـیتی از حالات چـهره ای تقریـبایکـسان برای نـشان دادن هیجان هایشان اســتفاده می کنند .
غم منفی ترین و ازاردهنده ترین هیـجان اســت .
علاقه رایج ترین هیجان در عملکرد روزانه انسان هاســت و
تعجب گذراترین هیجان اســت .

خود مدیریتی یا self managing

_شرایط وموقعـیت های ایجاد هیـجان ها و نحوه تاثـیرگذاری آنها دراعـمال مسـلما چگونگـی به وجود آمدن احسـاسـات و هـیجانات و تغـییر آنها در طول زمان بسـیار مهم اســت زیرا برای عمـلکرد موثر در موقعـیت های متـفاوت باید از آنها اســتفـاده کنیم .باید بدانیـم چه عللی باعـث به وجود آمـدن آنها می گردند درک علت هـیجان ها بسـیار با ارزش اســت .

_تشریح راه یابی برای بیـان صحـیح:
توانایی تنـظیم و بیان صحـیح هیجـان ها به شما اجـازه می دهد عملکـرد خود را به حداکثر بازدهـی برسـانید و از واکنـش های مخرب جلوگیـری کنید. در واقع با شناخت ،درک، کنترل و تنظیم احساسات و هیجان ها، شما در مهارت کنترل خود و خود مدیریتی توانمند خواهید شد.

خود مدیریتی یا self managing

 

برای کسب خود مدیریتی چه ویژگی هایی باید داشته باشیم؟

1-انگیـزه قوی 
2-تمرین زیاد و طـولانی 
3-باز خـورد 
4-تمرکز بر روی رفـتار 
5-الگو 

چگونه مهارت خودمدیریتـی را یاد بگـیریم؟

یاد گرفتن مهارت خود مدیریتی فراینـدی زمان‌بر اســت و چند سال به طول می‌انجـامد. افراد برای درک اینکه چه کارهـایی برای آنها سودمند اســت و برای کسب اســتقلال و فرصت‌های بیشتر (همچنان که در شـغل خود پیشرفت می‌کنند)، به زمان نیاز دارند. جک سـوئس در این‌باره می‌گوید: «ما برای تحقق این موضوع در دانشـگاه UMBC، تلاش کردیم عملکرد دانشـگاه را دوباره ارزیابی کنیم. در این راســتا، تجزیه و تحـلیل مارکوس باکینگهام (نویسنده‌ی کتاب اولین چیزی که باید بدانید) بسیار کمک‌کننده بود.»
هر فرد، نقاط قوت و ضعـفی دارد. این یک حقیقـت آشکار اســت، اما تحـلیل باکینـگهام در این‌باره بسـیار جالب اســت. او بر این باور اســت که بیشتر مدیران و کارفرماها زمان زیادی را برای تقویـت نقاط ضعف افراد صرف می‌کنـند، در حالی‌که از نقاط قوت آنها غافل می‌ماننـد.

باکینگهام می‌گوید: «درست اســت که با تمرکز بر نقاط ضعـف افراد می‌توان آنها را بهبود بخشـید، اما آیا بهتر نیسـت این زمان را برای تقویت نقاط قوت آنها صـرف کنیم؟ با این کار می‌توانیم مسـئولیت‌های بیـشتری به آنها بدهیم تا بتوانـند در زمینه‌ای که در آن مهارت بیشـتری دارند و مورد علاقه‌شان نیز هـست، موفق شوند.»
در مورد نقاط ضعف افراد می‌توان کارهای زیر را انجام داد:

فرض کنیم این افراد هر از گاهی (و نه همیشه) در انجام این بخـش از کار خود با مشـکل روبه‌رو می‌شـوند؛تجدیدنظر در مورد وظایف‌شان و اینکه فعالیتی را که در آن ضعیف هسـتند، کمتر به آنها بسـپاریم؛برای کمک به رفع این نقطه ضعف، بیشتر از آنها حمایـت کنیم.

هر یک از روش‌های فوق برای بهـتر کردن نقاط ضعف افراد مفید هستـند، اما بهتر اســت زمانی که صرف بررسی و نظارت بر نقاط ضعف این افراد می‌شود برای تقـویت نقاط قوت‌شان به کار رود.

خود مدیریتی یا self managing

 

در پایان با جمع‌بـندی مطالب فوق، به ۴ نتیـجه‌ی مهم می‌رسیم که برای تقویت مهارت خود مدیریـتی لازم و مفـید اســت. با تلاش زیاد می‌توانید این مهارت را در خود تقویت کنـید و از مزایای آن بهره ببـرید.

۱. از فرصـت‌های نادر اســتفاده کنید

سعی کنید از هر فرصـت قابل توجهی برای ارتقای مهارت خود مدیریتی در خود، اســتفاده کنید. سوئس در این‌باره می‌گوید: «هنگامی که به تازگی کارم را آغاز کرده بودم، به دلیل بـیماری یکی از اساتید از من خواســـته شد تا برای یک ترم، واحد زبان ماشـین و اسمـبلی را تدریس کنم. می‌توانستم به آنها پاسخ منفی بدهم، اما تصمیم گرفتم این کار را انجام بدهم.

این کار برای من دو مزیت به همراه داشت: اول اینکه فهمـیدم تدریس در سطح دانشگاهی تا چه اندازه مشکل اســت، دوم اینکه دریافتم برای تدریس در این سطح، باید کاملا بر موضوع درس مسلـط باشم. ابتدا فکر می‌کردم در این درس کاملا خبره هستم و هیچ مشکلی ندارم.

اما هنگامی که دانشجویان باهوش کلاس از من سؤالاتی پرسـیدند، فـهمیدم که برای تدریس در دانشگاه، به سطح دیگری از آموزش نیاز اســت.» اگر فرصتی برای تدریـس در کلاس برای‌تان پیش آمد، سعی کنـید آن را از دست ندهید ، به خودتان اعتماد داشته باشید و برای رشد و پیشرفت بیشتر آن را انجام دهید.

۲.برخی از کارهایتـان را به دیگران بـسپارید

این یک مهارت‌ بسیار مهم اســت و عبارت اســت از سپـردن برخی کارها به فرد یا اعضای تیمی که با آنها کار می‌کنید. با این کار می‌توانید زمان و کارهای خود را به راحتی مدیریت کنید. سوئس می‌گویـد: «بعد از ازدواج و بچه‌دار شدن، تازه فهمیدم که نمی‌توانم مسئولیت همه‌ی کارهایی را که قبلا خودم به تنهایی انجام می‌دادم، بپذیرم و هم‌زمان شوهـر و پدر خوبی باشم.

بنابراین مجبور شدم تفویض اختیار را یاد بگیرم و به اعضای تیمم اعتماد کنم. با سپردن برخی کارها به دیگران، توانستم زمان بیشـتری را به پروژه‌هایم اختصاص بدهم. دیگر نمی‌توانستم تا دیروقت کار کنم تا وظایفم را به پایان برسانم، زیرا این کار تأثیر ناخوشایندی روی زندگی خانوادگی‌ام داشت.» برای اینکه بتوانید زندگی‌تان را تحت کنترل داشته باشید، ابتدا باید تقویم‌تان را کنترل کنید.

خود مدیریتی یا self managing

 

۳. سلامتی‌ و خانواده‌تان را به کار ترجیح بدهید

مراقب سلامتی خود باشید و حتما زمانی را به ورزش و همچنین فکر کردن اختصاص بدهید. با افزایش سن، نیاز بدن به ورزش منظم بیشتر می‌شود. فواید ورزش را دسـت‌کم  نگیرید. ورزش منظم، دو مزیت برای‌تان به همراه خواهد داشت، یکی اینکه اســترس‌تان کاهش خواهد یافت و دیگر اینکه بر وظایف بزرگ‌تر و مهم‌تر تمرکز خواهید کرد.

ورزش به بدن آرامش می‌دهد و سبب می‌شود ضمیر ناخودآگاه انسان، بهتر بتواند بر کارهای مهم تمرکز کند. مهم نیست که چه نوع ورزشی را انتخاب می‌کنید؛ دویدن، یوگا، شنا، پیاده‌روی یا هر ورزش دیگری می‌تواند در برنامه‌ی روزانه‌ی شما قرار بگیرد. سعی کنید خانواده و ورزش را نسـبت به کار در اولویت بالاتری قرار بدهید.

۴. اهداف‌تان را شناسـایی و ارزیابی کنید

در حالت مطلوب، مهارت خود مدیریتـی به شما کـمک خواهد کرد تا کار، حرفه و زندگی شخصی خود را مدیریت کنید. تلاش کنید هر سال یا هر دو سال یک‌بار، کارهایتان را مرور کنید و در مورد آنچه می‌خواهید انجام بدهید، فکر کنید. اهداف بزرگ‌تری را برای خودتان تعریف کنید و آنها را پیگیری کنید. می‌توانید کارهایی را که موفق به انجام آنها شده‌اید با دیگران در میان بگذارید.

مطلب پیشنهادی

نکاتی که باید در نوشتن رزومه به آنها توجه کنید.

نکاتی که باید در نوشتن رزومه به آنها توجه کنید. رزومه نوشتن برای من بسیار …