گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

 

امروز ترا دسترس فردا نیست
و اندیشه فردات بجز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست

******************

ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺁﻧﮑﻪ ﺳﺮﺷﺖ
ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﺑﻬﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﻭﺯﺥ ﺯﺷﺖ

ﺟﺎﻣﯽ ﻭ ﺑﺘﯽ ﻭ ﺑﺮﺑﻄﯽ ﺑﺮ ﻟﺐ ﮐﺸﺖ
ﺍﯾﻦ ﻫﺮ ﺳﻪ ﻣﺮﺍ ﻧﻘﺪ ﻭ ﺗﺮﺍ ﻧﺴﯿﻪ ﺑﻬﺸﺖ

******************

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

رباعیات خیام

 

هرچند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو و بالاست مرا

معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟

******************

تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد
چند از پی هر زشت و نکو خواهی شد

گر چشمه زمزمی و گر آب حیات
آخر به دل خاک فرو خواهی شد

******************

ﺧﯿﺎﻡ ﺍﮔﺮ ﺯ ﺑﺎﺩﻩ ﻣﺴﺘﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺵ
ﺑﺎ ﻣﺎﻫﺮﺧﯽ ﺍﮔﺮ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺵ

ﭼﻮﻥ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﺳﺖ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﭼﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺵ

******************

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

ارامگاه خیام نیشابوری

 

از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی‌ گردد طی

مِی خور؛ مخور اندوه که فرمود حکیم
غم‌های جهان چو زهر و تریاقش مِی

******************

این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد

******************

برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی
چندان ندهد زمان که آبی بخوریم

******************

چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست

انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست

******************

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

دوبیتی های خیام

 

یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد
از کوزه شکسته‌ای دمی آبی سرد

مامور کم از خودی چرا باید بود
یا خدمت چون خودی چرا باید کرد

******************

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت

چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت

******************

گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آن را

******************

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

عاشقانه های خیام

 

عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
محنت همه افزوده و راحت کم و کاست

شکر ایزد را که آنچه اسباب بلاست
ما را ز کس دگر نمیباید خواست

******************

در خواب بدم مرا خردمندی گفت
کاز خواب کسی را گل شادی نشکفت

کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟
می خور که به زیر خاک می‌باید خفت

******************

چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شک همه عمر نشست

هان تا ننهیم جام می از کف دست
در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست

******************

هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد

******************

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

اشعار عرفانی خیام

 

آنان که ز پیش رفته‌اند ای ساقی
در خاک غرور خفته‌اند ای ساقی

رو باده خور و حقیقت از من بشنو
باد است هر آن‌چه گفته‌اند ای ساقی

******************

آن قصر که جمشید در او جام گرفـت
آهو بـچـه کرد و شیر آرام گرفـت
بـهرام کـه گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی کـه چگونه گور بهرام گرفـت

******************

هر چند که رنگ و بوی زیباسـت مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معـلوم نـشد که در طربخانه خاک
نـقاش ازل بـهر چه آراسـت مرا

******************

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریسـت
بی باده ارغوان نـمیباید زیسـت
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

******************

 

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

گلچین اشعار خیام

 

این یکد و سه روز نوبت عمر گذشـت
چون آب بـجویبار و چون باد بدشـت
هرگز غـم دو روز مرا یاد نـگـشـت
روزیکـه نیامده‌سـت و روزیکه گذشت

******************

چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرد بدشت

******************

می نوش که عمر جاودانی اینـسـت
خود حاصـلـت از دور جوانی اینسـت
هـنـگام گـل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینسـت

******************

این قافله عمر عجـب میگذرد
دریاب دمی کـه با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد

******************

 

گزیده ای از زیباترین رباعیات خیام

رقص سماع

 

روزیست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
ابر از رخ گـلزار هـمی شوید گرد
بلـبـل بـه زبان پهلوی با گل زرد
فریاد همی کند کـه می باید خورد

******************

گویند بهشـت و حور و کوثر باشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کـن قدح باده و بر دستـم نـه
نـقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

******************

یک جام شراب صد دل و دین ارزد
یک جرعـه می مملکـت چین ارزد
جز باده لعـل نیسـت در روی زمین
تلـخی کـه هزار جان شیرین ارزد

******************

 

ممنون از همراهیتان با ما در مجله اینترنتی چارگوشه

مطلب پیشنهادی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی     آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر …