پلک وا کن رو به من، رو کن هر آنچه بود را از جواد منفرد

پلک وا کن رو به مـن رو کن هر آنچه بود را از جواد مـنفرد

 

پلک وا کن رو به مـن، رو کن هر آنچه بود را
آن دو تا جامِ میِ نابِ غزل آلود را

زل بزن در چشم مـن بگذار وقت رفتنت
خوب بدمسـتی کنم این فرصت محدود را

سینه‌ام آتش گرفته، دسـت مـن قلیان بده
تا نفهمد هیـچ فردی علت این دود را !

انتظار یک غزل داری ولی بنـشین ببین
آخرین نقاشـی مردی که شـاعر بود را

بی‌حـضور گرم تو در بوم حتـی آفتاب
پر نخواهـد کرد هرگز جـای این کمـبود را

دلخوری، می‌دانم! اما خـصلت دریاسـت این
توی هـر حالـی که باشـد می‌پذیرد رود را

 

 

پلک وا کن رو به من، رو کن هر آنچه بود را از جواد منفرد

جواد مـنفرد شاعر معاصر

مطلب پیشنهادی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی     آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر …