موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور

موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
ساحل بهانه‌ایست، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما، در خون تپیدن است

پر می‌کشیم و بال بر پرده‌ی خیال
اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش
آیین آینه، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را، تنها، شنیدن است

بی‌درد و بی‌ غم است، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما، از کال چیدن است

قیصر امین پور

موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور

ساحل بهانه ایست رفتن رسیدن است

موجیم و وصل ما از خود بریدن است از قیصر امین پور

ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش

دیگر اشعار ناب پیشنهادی:

دل داده ام بر باد هر چه بادا باد از قیصر امین پور

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما از قیصر امین پور

از همراهی شما سپاسگزاریم. مجله اینترنتی چارگوشه

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …