من تو را از عهد آدم دوست دارم از قیصر امین پور

قیصر امین پور

من از عهد آدم تو را دوســت دارم

من از عهد آدم تو را دوســت دارم

 

از آغـــاز عالــم تو را دوســت دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

 

سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوســت دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

 

من ای حس مبهــــم تــــو را دوســت دارم

سلامی صمیمی تر از غـم نــدیدم

 

به انــدازه ی غم تو را دوســت دارم

بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد

 

بگوییم با هم : تو را دوســت دارم

جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :

 

تو را دوســت دارم ، تو را دوســت دارم

 

من تو را از عهد آدم دوست دارم از قیصر امین پور

قیصر امین پور شاعر معاصر

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …