مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

گزیده اشعار نوروزی از شاعران بزرگ

در این مطلب مجموعه ای از بهترین شعر های شاعران پارسی در مورد نوروز را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. شعرهایی که هر کدام نوروز را به بهترین شکل ممکن توصیف کرده اند و خواندن هر کدام آنها حس جاری بودن و نو شدن زندگی را به ما می دهد. حسی که می توانید با تقدیم این اشعار به عزیزانتان آنها را دو چندان کنید. در ادامه با چارگوشه همراه باشید.

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

خیام

 

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

مکن زغصه شکایت که در طریق طلب

به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید

ز روی ساقی مهوش گلی بچین امروز

که گرد عارض بستان بنفشه دمید

بهار می گذرد دادگسترا دریاب

که رفت موسم حافظ هنوز می نچشید

حافظ

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

بهار آمد ، بهار من نیامد

گل آمد گُلعذار من نیامد

برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها

گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا

چراغ شام تار من نیامد

جهان در انتظار آمد به پایان

به پایان انتظار من نیامد

مشفق کاشانی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

برخیز و بجام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رست

خیام

 

بگشا نقاب از رخ باد بهاران

شد طرف چمن بزمگه باده گساران

شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند

رو سوی تماشای چمن لاله عذارن

در موسم گل توبه ز می دیر نپاید

گشتند در این باغ و گذشتند هزاران

بین غنچه نشکفته کهآورد به سویت

سربسته پیامی ز دل سینه فگاران

جامی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز

زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز

کبکان دری غالیه در چشم کشیدند

سروان سهی عبقری سبز خریدند

بادام بنان مقنعه بر سر بدریدند

شاه اسپرمان چینی در زلف کشیدند

منوچهری

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

 

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد

گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد

ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده

دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم

نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

بی گفت زبان تو بی‌حرف و بیان تو

از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد

مولوی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

 

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

حافظ

 

 

طوفان گل و جوش بهار است، ببینید

اکنون که جهان بر سر کار است، ببینید

این آینه هایی که نظر خیره نمایند

در دست کدام آینه دار است، ببینید

صائب تبریزی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش میفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسد گو دشمنان را دیده بردوز

بهاری خرم است ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی ما بسی بوده‌ست و باشد

برادر جز نکونامی میندوز

نکویی کن که دولت بینی از بخت

مبر فرمان بدگوی بدآموز

منه دل بر سرای عمر سعدی

که بر گنبد نخواهد ماند این گوز

دریغا عیش اگر مرگش نبودی

دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

سعدی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

سعدی

 

رساند باد صبا مژده بهار امروز

ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز

هوا بساط زمرد فکند در صحرا

بیا که وقت نشاط‌ است و روز کار امروز

سحاب بر سر اطفال بوستان بارد

به جای قطره همی در شاهوار امروز

رسد به گوش دل این مژده‌ام ز هاتف غیب

که گشت شیر خداوند، شهریار امروز

قاآنی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

بهاری داری ازوی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو را نبوید آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد باد

نظامی گنجوی

 

 

مبارکتر شب و خرمترین روز

به استقبالم آمد بخت پیروز

دهلزن گو دو نوبت زن بشارت

که دوشم قدر بود امروز نوروز

مهست این یا ملک یا آدمیزاد

پری یا آفتاب عالم افروز

ندانستی که ضدان در کمینند

نکو کردی علی رغم بدآموز

مرا با دوست ای دشمن وصالست

تو را گر دل نخواهد دیده بردوز

شبان دانم که از درد جدایی

نیاسودم ز فریاد جهان سوز

گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود

نمی‌دانست سعدی قدر این روز

سعدی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

سپیده دم نسیمی روح پرور

وزید و کرد گیتی را معنبر

به رخسار و به تن مشاطه کردار

عروسان چمن را بست زیور

ز گوهر ریزی ابر بهاری

بسیط خاک شد پر لولو تر

زبس بشکفت گوناگون شکوفه

هوا گردید مشکین و معطر

بسی شد بر فراز شاخساران

زمرد همسر یاقت احمر

چمن با سوسن و ریحان منقش

زمین چون صحف انگلیون مصور

در اوج آسمان خورشید رخشان

گهی پیدا و دیگر مضمر

پروین اعتصامی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

جهان از باد نوروزی جوان شد

زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت

صبای گرم‌رو عنبرفشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر

ز هر سوی چمن جویی روان شد

چو گل در مهد آمد بلبل مست

به پیش مهد گل نعره‌زنان شد

کجایی ساقیا درده شرابی

که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد

قفس بشکن کزین دام گلوگیر

اگر خواهی شدن اکنون توان شد

چه می‌جویی به نقد وقت خوش باش

چه می‌گوئی که این یک رفت و آن شد

یقین می‌دان که چون وقت اندر آید

تو را هم می‌بباید از میان شد

چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر

که همره دور رفت و کاروان شد

بلایی ناگهان اندر پی ماست

دل عطار ازین غم ناگهان شد

عطار

 

زلفین تو تا بوی گل نوروزیست

کارش همه ساله مشک و عنبر سوزیست

همرنگ شبست و اصل فرخ روزیست

ما را همه زو غم و جدایی روزیست

سنایی

 

چشمه ها جوشید و بستانها شکفت

اشک شادی ریخت از چشمان من

باد رسوا دامنافشان بر گذشت

بوی گل پیچید در ایوان من

ابر غم در تیرگی بارید و رفت

دل طراوت یافت زین بارندگی

خنده زد چون صبح نمناک بهار

باز بر من چهر پاک بارندگ

فریدون توللی

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

 

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد ، باد

نظامی گنجوی

 

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس ، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست …

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

فریدون مشیری

 

مجموعه شعرهای نوروزی از شاعران بزرگ

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …