فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

امروز میخواهیم به بررسی یک از بهترین فیلم های تاریخ سینما بپردازیم. فیلمی که حتی چندین بار ارزش دیدن دارد. این فیلم به طور گسترده به عنوان برترین فیلم تاریخ سینمای جهان شناخته می شود. فیلم رستگاری در شاوشنک هم اکنون در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDb با بیش از ۲۰۰۰۰۰۰ رأی رتبهٔ اول را به خود اختصاص داده‌است.

فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption) یک فیلم درام جنایی به کارگردانی فرانک دارابونت و بازی تیم رابینز، مورگان فریمن، باب گانتون محصول سال ۱۹۹۴ توزیع شده توسط شرکت آمریکایی کلمبیا پیکچرز است. داستان فیلم دربارهٔ اندی دورفین بانکدار جوانی است که به اتهام قتل همسر و معشوق همسرش به زندان می‌افتد و ادعا می‌کند که بیگناه است.

نام : رستگاری در شاوشنک(The Shawshank Redemption)
لینک IMDb
امتیاز : 9.3 از 10 – میانگین رای 1,820,989 نفر
کیفیت : 720p BluRay ,1080p BluRay
موضوع : جنایی, درام
مدت زمان: 142 دقیقه
زبان: انگلیسی
بودجه ساخت: 25میلیون دلار
سال انتشار : 1994
کارگردان : Frank Darabont
بازیگران : Tim Robbins , Morgan Freeman , Bob Gunton

فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

داستان فیلم

اندی دوفرین بانکدار جوانی است که به جرم قتل همسر و معشوقه پنهانی‌اش به حبس ابد در زندان ایالتی شائوشنک محکوم می‌شود. وی تأکید می‌کند که این جرمی است که مرتکب نشده، ولی قاضی تشخیص می‌دهد که او گناهکار است. او سال‌های متعددی را در این زندان می‌گذراند، همجنس گرایان و قاتل‌ها که مدام او را آزار و اذیت می‌کنند.

آلیس بوید رِدینگ یکی از زندانی‌های سیاه‌پوست و راوی داستان است که به این مشهور است که می‌تواند هرچیزی را در زندان فراهم کند. او کسی است که اندی بعد از چند ماه بیش از دو کلام با او صحبت می‌کند و از او یک نوع چکش مخصوص می‌خواهد. او کسی است که اندی بعد از چند ماه بیش از دو کلام با او صحبت می‌کند و از او یک نوع چکش مخصوص می‌خواهد. رد ابتدا فکر می‌کند که اندی برای فرار از زندان این چکش را می‌خواهد ولی پس از دیدن اندازه چکش، متوجه می‌شود که بسیار کوچک است و برای شکستن سنگ‌های کوچک طراحی شده.

رد، راوی فیلم روایت می‌کند که سوراخ کردن دیوار زندان با این چکش ششصد سال زمان می‌برد؛ بعدها وی از رد درخواست پوستری بزرگ از ریتا هیورث، بازیگر زن مشهور را می‌کند و آن را به دیوار سلول خود می‌آویزد. وقتی رئیس زندان از سلول اندی بازرسی می‌کند چون می‌بیند انجیل در دست اندی است، او را به خاطر چسباندن پوستر سکسی بر روی دیوار، می‌بخشد؛ سپس به انجیل اشاره می‌کند و می‌گوید «رستگاری در این کتاب نهفته اندی.» و از سلول خارج می‌شود.

بعدها رئیس زندان متوجه موقعیت و تحصیلات اندی می‌شود و از او برای پول‌شویی رشوه‌هایش استفاده می‌کند. اندی و رد سال‌های زیادی در زندان می‌گذرانند تا اینکه پسر جوانی به عنوان زندانی به شاوشنک منتقل می‌شود. وی که فردی دلنشین است، خیلی سریع تبدیل به یکی از دوستان اندی و رد می‌شود و وقتی ماجرای اندی را می‌شنود، داستانی را که قبلاً از یکی از همسلولی‌هایش در زندانی دیگر شنیده، تعریف می‌کند؛ که حکایت از کشته شدن زن اندی به دست آن زندانی دارد.
فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

رئیس زندان که از شهادت دادن این جوان به نفع اندی و روشن شدن حقیقت قتل و آزادی اندی بخاطر لو رفتن خلاف‌ها و پول‌شویی‌هایش می‌ترسد، پس از کشاندن این جوان به محوطه زندان، دستور شلیک به وی را صادر و او را می‌کشد. یک روز اندی با رد دربارهٔ جزیره‌ای به نام «زواتانئو» صحبت می‌کند؛ صحبت‌های وی که با لبخندی تلخ همراه است توسط موسیقی متنی با همین نام ساختهٔ نیومن همراه می‌شود. او می‌گوید می‌خواهد زندگی‌اش را در آنجا بگذراند؛ «مکانی گرم و بدون خاطره».

رد که ازین حرف‌ها تعجب کرده به او می‌گوید نباید خیالبافی کند و وقتی به حبس ابد محکوم است نباید به آزادی امید داشته باشد زیرا این مسئله می‌تواند او را نابود کند. او از جا بلند می‌شود و پس از گفتن اینکه حق با رد است و همهٔ این‌ها به انتخابی ساده منتهی می‌شود، معروف‌ترین دیالوگ فیلم را به رد می‌گوید و آنجا را ترک می‌کند.

«برای زندگی تلاش کن؛ یا به پیشواز مرگ برو…» رد که ازین حرف نگران شده‌است و فکر می‌کند اندی فکر خودکشی را در سر می‌پروراند، با دوستان خود در این‌باره صحبت می‌کند و شگفت‌زده‌تر می‌شود وقتی یکی از آن‌ها می‌گوید اندی امروز یک طناب از او گرفته‌است. آن‌ها با نگرانی تمام شب را می‌گذرانند.

فردا صبح موقع بازرسی، مسئولین زندان با کمال تعجب متوجه می‌شوند که سلول وی خالی است و وقتی رئیس زندان با عصبانیت سنگی به طرف یکی از پوسترها که همان پوستر هنرپیشهٔ زن که توسط رد تهیه شده پرت می‌کند، متوجه سوراخ عمیقی در دیوار می‌شوند که اندی با همان چکش کوچکی که رد گفته بود سوراخ کردن با آن ششصد سال طول می‌کشد، طی قریب بیست سال هر روز دیوار را حفر کرده و از آن به بیرون فرار کرده، و با خود تمامی مدارک پول‌شویی و مدارک شناسائی فردی که رئیس زندان به نام او حساب بانکی باز کرده و در واقعیت وجود ندارد به همراه تمامی آنچه که رئیس زندان در این مدت از راه‌های خلاف جمع‌آوری کرده، را برداشته، و فردای همان روز در اول وقت اداری با مراجعه به کلیه شعبی که رئیس زندان با امضای اندی به نام فردی جعلی پول‌های خود را در بانک سپرده‌گذاری کرده، تمام پول‌ها را با ارائه مدارک شناسائی از حساب خارج و مدارک کلاهبرداری‌های رئیس زندان را در یک پاکت دربسته به منشی بانک تحویل می‌دهد و از او می‌خواهد که به آدرس مربوط پست کند و پس از آن با تمام پولها، به همان جزیرهٔ آرام و دور، زواتانئو فرار می‌کند. بعدها، رئیس زندان انجیل اندی را در اتاق خود پیدا می‌کند و متوجه می‌شود اندی تمام مدت، چکش را آنجا پنهان می‌کرده‌است. انجیلی که در روز اول قرار بود به اندی در رستگاری کمک کند، حالا به زیرکی توسط اندی با دفتر عمل‌های حقوقی رئیس جابه‌جا شده (دفتری که همهٔ کلاه‌برداری‌ها را ثابت می‌کند) و باعث رسوایی و نابودی همهٔ افرادی که در این تجارت نقش داشته‌اند می‌شود.
فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

 

تحلیل فیلم رستگاری در شاوشنگ از دیدگاه وجودی

زمینه ی وجودی را در بسیاری از رسانه ها مانند نمایش های تلوزیونی، کتابها، اشعار، موسیقی ها، میتوان یافت. فیلم رستگاری در شاوشنگ را میتوان فیلمی دانست که از ابتدا تا انتهایش تم وجودی دارد.
منصفانه است بگویم ” رستگاری در شاوشنگ ” ارزش چندین بار دیدن را دارد ؛ با هر بار تکرار این فیلم، مفاهیم تازه ای را جلوی روی خود خواهید دید. این فیلم پر از مفاهیم وجودی است.

امید ، انسان را زنده نگه میدارد و باعث میشود با خوشحالی، به انتظار طلوع خورشید فردا باشیم. امید توسط اعتمادی که ما در موقعیت های محتلف به خود داریم، تقویت میشود؛ همچنین امکان فریب خوردن توسط دیگران یا حتی خودمان، میتوان این اعتماد را تضعیف کند. با این حال، امید به ما وعده ی زمان یا مکانی را میدهد که در آن همه چیز بهبود خواهد یافت، حتی اگر در جهنم دائمی گیر افتاده باشیم!

زندان ؛ جهنمی دیگر

در طول هزاران سال گذشته، همیشه از جهنم به عنوان مکانی یاد میشود که شیاطین سیاه بر آن سیطره دارند و شکنجه های پایان ناپذیر انجام میدهند و امید در آن میان هیچ جایی ندارد.
اینگونه به نظر میرسد که این توصیف ها متعلق به دنیای دیگری است، اما فیلم رستگاری در شاوشنگ، یک بُعد جهانی از جهنم به تصویر کشیده میشود: زندان !

تحلیل فیلم رستگاری در شاوشنگ : داستان فیلم

فیلم در ایالت مین آمریکا، در سال 1947 آغاز میشود. داستان فیلم درباره ی حساب دار موفقی به نام اندی دوفرین ( با بازی خیره کننده ی اندی رابینز ) است . وی متهم به قتل همسر و معشوقه ی گلف باز همسرش شده است. با توجه به شواهد و وجود انگیزه ی قتل، هیچ توجیهی برای بی گناهی اندی وجود ندارد؛ کما اینکه اندی تا پایان، بر بیگناهی خود پا فشاری میکند.

اندی متهم شناخته شده و به زندان فرستاده میشود. در زندان – که نمایی شبیه به کلیسای جامع باستانی دارد – تمام زندانیان به بی گناهی خود حکم میکنند. یکی مسئولیت کار خودش را به گردن هیئت منصفه، دیگری به گردن قاضی فاسد میاندازد و دیگری وکیل بی سواد و کم تجربه را مسبب زندانی بودن خود میداند. در این بین، تنها یک نفر است که مسئولیت کار خود را بر عهده گرفته،به گناه خود اعتراف کرده و اضهار پشیمانی میکند: رِد ( با بازی مورگان فریمن )

رد فرد میانسالی است که از جوانی به خاطر قتل به حبث ابد محکوم شده و در حال گذران دوران مجکومیت خود میباشد. وی تنها چشم به هیئت منصفه دارد تا پشیمانی وی را بعد از سالها قبول کند و مهر آزادی را بر پرونده ی وی بکوبد!

رد راوی فیلم است؛ کما اینکه شاید با توجه نوع نگاه رد در چشمانش، نیازی به روایت فیلم نباشد؛ نگاه وی بیانگر همه چیز است اللخصوص یاد آور این جمله ی معروف از سارتر: “جهنم دیگران هستند”. در عین حال،درخلال داستان، لحظاتی وجود دارد که نقص هایی در دیدگاه سارتر از جهنم را روشن می کند.
فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

امیدواری ؛ واقعیتی تلخ

رد فکر میکند امید بسیار خطرناک است ؛ این اعتقاد او طی سالیانی که وی در شاوشنگ بوده، از تجربه های زیادی که کسب کرده، ناشی میشود. هنگامیکه رد از امید صحبت میکند، لحن وی طوری است که گویی در انتظار اینکه امید وی یک روز به ثمر بنشیند، دیوانه شده است و اینک امید خود را کاملا از دست داده است:
اندی به رد «امیدواری چیز خوبیه و امید هرگز نمی میره.»
رد: «بذار یه چیزی بهت بگم رفیق. امید چیز خطرناکیه. امید میتونه یه آدمو دیوونه کنه.»

شاید خواندن این دیالوگ، همه چیز را درباره ی تفکر اندی و رد در رابطه با امید روشن کند.

فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

بار دیگر نویسنده از این گفتگوی استثنایی استفاده میکند تا این ایده را بیان دارد که امید همیشه در درون هر فردی وجود دارد و هیچوقت فاسد نشده و از بین نمیرود. “چیزی درون ما وجود داره که آنها (نگهبانان زندان) نمیتوانند به آن دست پیدا کنند یا از آن با خبر شوند: امید!

مفاهیم وجودی در خلال فیلم رستگاری

اندی و رد دو شخصیت اصلی هستند و از آن‌ها برای تنظیم این تضادها استفاده می‌شود و نقش مهمی را برای نویسنده بازی می‌کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در ابتدای کار، در چند صحنه خاص، نویسنده شروع به ارایه یک دیدگاه اجمالی وجودی به روح شخصیت‌های اصلی می‌کند.
صحنه ی اول، زمانی است که اندی نگاه خیره و بی روجی به خود در دادگاه می اندازد ؛ و صحنه ی دوم، لبخندی است که وی در پشت بام زندان به دوستان زندانی خود هنگام کار کردن دارد. در این صحنه ، اندی در قبال پیشنهاد به یکی از سرنگهبانان زندان برای انجام امور مالیاتی و در نتیجه ی سود کلان سرنگهبان، از آنها میخواهد که به وی و دوستانش که در حال تعمیر سقف نوشیدنی بدهد. جایی که رد میگوید: “ما نشسته بودیم و با آفتاب روی شانه بودیم و احساس مردان آزاد را داشتیم.”

نویسنده و کارگردان نه تنها لبخند زیبای اندی را نشان میدهند، بلکه با این صحنه 2 نکته ی نهفته را به مخاطبین میگویند:
1- ” در عین اسارت، میتوان آزاد بود ؛ در عین حالیکه شما در زندان مخوف زندانی هستید ، میتوانید آزادانه تصمیم بگیرید”
2- “انسانیت هیچگاه نمیمیرد ؛ در مکانی که رفتار غیر انسانی با زندانیان میشود ، یک فرد ( اندی ) میتواند با یک خواسته ی انسان دوستانه، انسانیت خود را به نمایش بگذارد “

 

اندی دوفرین علی رغم آزار و اذیت هایی که زندانیان متجاوز در حق وی انجام میدهند، نا امید نمیشود. از دیدگاه اگزیستانسیال، اندی انسان اصیلی است؛ زیرا نه تنها انتخاب های خود را بر اساس خواسته های خود انجام میدهد، بلکه تبعات انتخاب های خود را با تمام وجود میپذیرد ؛ وی احساس امید را در خود نمیکشد و برای زنده نگه داشتن این احساس، از هیچ کاری دریغ نمیکند.

از انزوا تا قبول احساس تنهایی

اندی در ابتدای ورود به زندان ، فردی منزوی است و به شدت احساس تنهایی میکند. وی ابتدا به عنوان خریدار با رد آشنا میشود، چرا که رد جنس های قاچاق به زندان می آورد و به زندانیان میفروشد.در خلال تعاملات اندی و رد، اندی می آموزد که زندان مانند یک جامعه ی کوچک است: اتحاد بالقوه ی بین افراد، همکاری های متقابل افراد که شامل نگهبانان ، زندانیان، نگهبانان و حتی خود رئیس زندان می باشد.

اندی، اقداماتی میکند که ما متوجه میشویم وی انسانی آزاد است و یه آزادی خود اطمینان دارد. شخصیت دیگر فیلم – رد – دیدگاهی کاملا متفاوت دارد و معتقد است که هیچیک از زندانیان در زندان، آزاد نیستند. با این حال، هردوی آنها به دنبال یک چیز مشابه هستند : امید! که به طور کنایه آمیزی، یکی از آنها امید دارد و دیگری حتی از فکر کردن راجع به امید خودداری میکند.

مواجهه با احساس تنهایی

بعد از این موضوع، اندی سعی میکند از لاک تنهایی خود درآمده و از مهارت های خود برای برقراری ارتباط و به نوعی زندگی در جامعه ی کوچک ( زندان ) استفاده کند. وی از استعداد قابل توجه خود برای توسعه و زیباسازی کتابخانه ی زندان بهره میبرد ، امور مالیاتی نگهبانان را انجام میدهد، و حتی در روابط بین فردی زندانیان مداخله میکند؛

برای مثال وقتیکه بروکس ( پیرترین زندانی ) سعی میکند یک زندانی را بکشد تا محکومیتش ادامه پیدا کند و در زندانی که به آن خو گرفته است، بماند ( زیرا وی با احساس تنهایی خود کنار نیامده و محیط بیرون از زندان را بعد از 60 سال زندانی بودن برای خود مانند قفسی در نظر میگیرد که در آن تنها خواهد بود) ، اندی مداخله کرده و وی را منصرف میکند. یا سوادآموزی به یکی از زندانیان برای گرفتن دیپلم تحصیلی خود. رفته رفته، اندی با این شرایط کنار می آید و با احساس تنهایی خود رو به رو میشود.

سر و سامان دادن به دنیایی که فساد در آن زبانه می‌کشد از هرکسی برنمی‌آید. سرچشمه‌ی تمام اینها قبول کردن یک حقیقت بسیار بسیار تلخ و سخت است: انسان همواره در سختی است ؛ اما این حقیقت باعث نمیشود که دست از تلاش بردارد؛ درست مثل اندی دوفرین.

آزادی در عین اسارت

اندی به زندانیانی که به آزاد بودن خویش ایمان نداشتند ثابت کرد که در زندان نیز میتوان آزاد بود. وی با توجه به محبوبیتش بین زندان بانان و کسب اعتماد آنها، توانست از طریق دفتر یکی از کارکنان زندان، موسیقی موتزارت را در سرتاسر حیاط زندان پخش کند.

تصور کنید که در زندانی که کوچکترین حرکتی که عنان اختیار را از نگهبانان بگیرد ، جرم محسوب شده و به انفرادی منجر گردد، اندی روح امید را از بلندگو های حیاط زندان به زندانیان هدیه داد؛ چنانکه زندانیان مات و مبهوت خیره به بلندگو ماندند.
اندی بار دیگر تبعات عمل خود را دید و به خاطر پخش موسیقی، 1 ماه تمام در انفرادی بود. عملی که باعث شد رد بگوید: “انگار یه پرنده‌ی کوچولوی زیبا وارد قفس تنگ و کسل‌آور ما شد و کاری کرد که اون دیوارها ناپدید بشن. و برای لحظه‌ای گذرا، تموم مردان شائوشنک احساس آزادی کردن.”
اندی بعد از آزادی از انفرادی، معتقد بود که حتی در انفرادی هم آزاد بود، زیرا که دائما موسیقی های موتزارت در سرش پخش میشد.
فیلم رستگاری در شاوشنگ (The Shawshank Redemption)

امید هرگز نمیمیرد

امید هرگز نمیمیرد ؛ اندی در طی 20 سال، با استفاده از وسایل قاچاقی که از رد تهیه کرده بود، در سلول خودش تونلی به بیرون از زندان حفر کرده بود ؛ هرچند به دلیل اینکه فرار از زندان از طریق تونلی که اندی حفر کرده بود، مستلزم توانایی بدنی بالا برای طی کردن مسیر 500 یاردی در فاضلاب زندان بود و این کار از رد بر نمی آمد ، اما اندی برای او اطلاعاتی به جای گذاشت که رد با استفاده از آنها متوانست فورا آزادی مشروط خود را بگیرد.

صبح روز بعد، رئیس زندان ( که اندی تمام کار های مالیاتی و بانکی وی را انجام میداد ) با حفره ای داخل سلول اندی مواجه میشود ؛ اندی دوفرین در عین ناباوری بعد از 20 سال از زندان فرار کرد ؛ در حالیکه یک هویت جدید و حسابی پر از پول هایی که رئیس زندان اختلاس کرده بود ، انتظار اندی را بیرون از زندان میکشید.
رد بعد از آزادی از زندان، با کمک اندی به سراغ اندی در ساحلی میرود که اندی در حال ساخت یک قایق میباشد.

 

مطلب پیشنهادی

گذری به اصطالاح سینمای افغانستان و درستاورد های آن

  گذری به اصطالاح سینمای افغانستان و درستاورد های آن سینما آخرین هنر و به …