عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

 

رخشنده اعتصامی که به پروین اعتصامی معروف است، “مشهورترین شاعر زن ایران” است که در سال ۱۲۸۵ در تبریز متولد شده و در سال ۱۳۲۰ در تهران درگذشته است.بسیاری از بانوان این سرزمین او را بهترین شاعر معاصر ایران میدانند. او از کودکی زبان های انگلیسی، فارسی و عربی را آموخت و نزد دهخدا و ملک الشعرا بهار شعر را آغاز کرد. پدر پروین اعتصامی، یوسف اعتصامی نام داشت که در زندگی هنری پروین تاثیرگذار بود. او در جوانی بر اثر بیماری درگذشت و تنها دیوان اشعار او به چاپ رسید که دارای ۶۰۶ شعر می باشد.

ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن

نیست گشتن، لیک عمر جاودانی داشتن

عقل را دیباچهٔ اوراق هستی ساختن

علم را سرمایهٔ بازارگانی داشتن

 

برای خواندن اشعار بیشتر از پروین اعتصامی با ما در مجله اینترنتی چارگوشه همراه باشید.

 

 

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

عاشقانه های پروین اعتصامی

 

هر بلائی کز تو آید نعمتی است

هر که را رنجی دهی آن راحتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را

تا ببیند آن رخ تابنده را

################

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت

مهر بلند، چهره ز خاور نمی نمود
ماه از حصار چرخ، سر باختر نداشت

آمد طبیب بر سر بیمار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمر نداشت

################

ای دوست، مجازات مستی شب
هنگام سحر، سستی خمار است

آنکس که از این چاه ژرف تیره
با سعی و عمل رست، رستگار است

################

سیر یک روز طعنه زد به پیاز

که تو مسکین چه‌قدر بدبویی

گفت : از عیب خویش بی‌خبری

زان ره، از خلق عیب می‌جویی

################

 

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

اشعار زیبای اعتصامی

 

روشنی اندوز که دل را خوشی است
معرفت آموز که جان را غذاست

پایهٔ قصر هنر و فضل را
عقل نداند زکجا ابتداست

پردهٔ الوان هوی را بدر
تا بپس پرده ببینی چهاست

################

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن
پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن

################

رهائیت باید، رها کن جهانرا
نگهدار ز آلودگی پاک جانرا

بسر برشو این گنبد آبگون را
بهم بشکن این طبل خالی میانرا

################

 

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

شعر دلتنگی پروین اعتصامی

 

ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی

جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی

ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو

جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی

رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت

غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی

################

خوش آن رمزی که عشقی را نوید است
خوش آن دل کاندران نور امید است

################

نه کسی میکند مرا یاری

نه رهی دارم از برای فرار

نه توان بود بردبار و صبور

نه فکندن توان ز پشت، این بار

خواری کس نخواستم هرگز

از چه رو، کرد آسمانم خوار

################

با قضا، چیره زبان نتوان بود

که بدوزند، گرت صد دهن است

دل پاکیزه، بکردار بد آلوده مکن

تیرگی خواستن، از نور گریزان شدن است

################

 

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

گلچین اشعار اعتصامی

 

روز بگذشته خیالست که از نو آید

فرصت رفته محالست که از سر گردد

کشتزار دل تو کوش که تا سبز شود

پیش از آن کاین رخ گلنار معصفر گردد

زندگی جز نفسی نیست، غنیمت شمرش

نیست امید که همواره نفس بر گردد

################

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن

همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

################

ای دوست، تا که دسترسی داری

حاجت بر آر اهل تمنا را

زیراک جستن دل مسکینان

شایان سعادتی است توانا را

################

از مهر دوستان ریاکار خوشتر است
دشنام دشمنی که چو آئینه راستگوست

آن کیمیا که می طلبی، یار یکدل است
دردا که هیچگه نتوان یافت، آرزوست

################

 

عاشقانه های پروین اعتصامی،اشعار زیبا،کوتاه و عاشقانه

شاعران معاصر

 

تو توانا شدی ایدوست که باری بکشی
نه که بر دوش گرانبار نهی باری چند

افسرت گر دهد اهریمن بدخواه، مخواه
سر منه تا نزنندت بسر افساری چند

################

آنکس که همنشین خرد شد، ز هر نسیم
چون پر کاه بی سر و سامان نمی‌شود

دین از تو کار خواهد و کار از تو راستی
این درد با مباحثه درمان نمی‌شود

################

هر بلائی کز تو آید نعمتی است
هر که را رنجی دهی آن راحتی است

زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را

################

لانه بسی تنگ و دلم تنگ نیست
بس هنرم هست، ولی ننگ نیست

کار خود، ای دوست نکو می کنم
پارگی وقت رفو می کنم

################

عافیت از طبیب تنها نیست
هر ز دارو، هم از پرستار است

هر کجا نقطه‌ ای و دائره‌ ایست
قصه‌ای هم ز سیر پرگار است

رو، که اول حدیث پایه کنند
هر کجا گفتگوی دیوار است

################

 

ممنون  از همرهیتان با ما در مجله اینترنتی چارگوشه

 

مطلب پیشنهادی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی     آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر …