شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم: تو ش‍‍‍‍ـیرین منی، گفتی: تو فرهـادی مگر؟
گفتم: خرابت می شـوم، گفتی: تو آبـادی مگـر؟
گفتم: ندادی دل به من، گفتی: تو جان دادی مگر؟
گفتم: ز کـویت مـی روم، گفتی:تو آزادی مگـر؟
گفتم: فراموشم مکن. گفتی: تو در یادی مگر؟

شاعر: مجتبی عدالتی

گفتم مرا عاشق بدان، گفتی دگر باشد مگر از کامیار کریمی

گفتم مرا عاشق بدان، گفتی دگر باشد مگر؟
گفتم تو لیلای منی، گفتی تو مجنونی مگر؟
گفتم همه نازت به چند؟ گفتی خریداری مگر؟
گفتم به هر نرخ و بها، گفتی که دارایی مگر؟
گفتم نه اما می شوم، گفتی تو در وهمی مگر؟
گفتم سرم را می دهم، گفتی تکان خورده مگر؟
گفتم همه جان می دهم، گفتی که جانداری مگر؟
گفتم خرابت می شوم، گفتی که تو آبادی مگر؟
گفتم که غمخوارت شوم، گفتی مرا مادر مگر؟
گفتم ولیت می شوم، گفتا پدر باشی مگر؟
گفتم لبت شیریت کن …

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم تو شیرین منی گفتا تو فرهادی مگر

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم خرابت میشوم گفتا تو آبادی مگر

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم ندادی دل به من گفتا تو جان دادی مگر

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم زکویت میروم گفتا تو آزادی مگر

شعر کامل گفتم تو ش‍‍‍‍ـیرین منی گفتی تو فرهـادی مگر

گفتم فراموشم نکن گفتا تو در یادی مگر

از همراهی شما سپاسگذاریم. مجله اینترنتی چارگوشه

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …