شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

این شعر یکی از شعرهایی است که تقریبا همه آن را شنیده اند اما از شاعر اصلی آن اطلاع دقیقی در دست نیست. منابع مختلف اسم های گوناگونی را به شاعر این شعر نسبت داده اند اما اتفاق نظری درباره آن وجود ندارد.

 

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

آنجا که صفــا هســت در آن نــور خــدا هست

 

این بیت که شاه بیت این شعر است به این معنی است که: اگرچه منزل و محفل ما ساده و حقیرانه است اما پر از صمیمیت و مهربانی است و هر جا صمیمیت و مهربانی حضور داشته باشد لطف خداوند شامل آن گروه می شود و دل انسان را با گرمای لطف خود شاد و خوشحال می کند.

این شعر توسط یکی از خوانندگان قدیمی به نام گیتی خوانده شده که در زمان انتشار جزو آهنگ های پرطرفدار بوده است.

شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

یک شب از سر لطف مهمان دلم شو

در انجمن عشق شمع محفلم شو

اگه ماه شبم بشی چی میشه

یک شب که هزار شب نمیشه

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

آنجا که صفا است در آن نور خدا است

در چنته درویش وفا هست

کشکول یه رنگی و صفا هست

یک لقمه نان با محبت

در سفره فقر فقرا هست

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

آنجا که صفا است در آن نور خدا است

ادمی به جز آه ادمی نیست

دنیا به غیر خواب درهمی نیست

ما و همه کنج غناعت

در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

آنجا که صفا است در آن نور خدا است

شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

در کلبه ما رونق اگرنیست صفا هست

 

از آنجایی که این شعر یکی از شعرهای تقریبا مشهور به حساب می آید، شعرهای طنز گوناگونی با وزن آن ساخته شده است که در ادامه یکی از آنها را برای شما عزیزان قرار داده ایم:

 

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست

بی برگ و نواییم ولی شور و نوا هست

مهشید و و گل اندام و تقی اهل لطیفه ند

تا نصفه شب این جا الکی خنده به پا هست

ما ضرب بگیران ته کاسه و دیگیم

این شور و نوا داخل ویلای شما هست؟

عباس و عروسم که دوتا کیسه قندند

یعنی که در این کلبه ی ما باقلوا هست

در سفره ، اگر نان و کره، مرغ و پلو نیست

شادیم که این سفره، همینجور ولا هست

گیریم که حالا نحوریم آب اناری

یک چایی کمرنگ که در قوری ما هست

در کلبه ی ما مبل و کمد نیست ، به جایش

در ، پنجره ،دیوار، زمین ، سقف، هوا هست

عمریست که مستاجر دایی رمضانیم

یک دایی خرپول و خفن؛ شکر خدا هست

کوکب دو سه قرنی است که کفشی نخریده

یک همسر کم خرج چو او هیچ کجا هست ؟

یارانه ی ما خرج دوتا شهریه شد ،رفت

خوب است که یارانه ی این شهریه ها هست

در جیب کتم پول اگر نیست غمی نیست

دفترچه ی اقساط دوتا یا که سه تا هست

هرچند نداریم تن و هیکل سالم

در گنجه ی ما تا که بخواهید دوا هست

در کلبه ی ما رونق اگر نیست دوتا سوسک

با یک کنه ی ناز و دوتا موش بلا هست

شعر در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست

آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست

مطلب های مشابه:

به می عمارت دل کن که این جهان خراب، غزل شماره ۷۹

هرکه در مزرع دل تخم وفا سبز نکرد از حافظ

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند از حافظ

 

مطلب پیشنهادی

هفت شهر عشق _عطار

هفت شهر عشق _عطار   به عقیده ی عطار هفت شهر عشق یا هفت وادی …