شعر داروگ نیما یوشیج، اجرا شده توسط محمدرضا شجریان

 

شعر داروگ نیما یوشیج، اجرا شده توسط محمدرضا شجریــان

داروگ یکی از شعرهــای مطرح نیما یوشیج است و از جمله آثار معروف اوست. این شعر در کتــاب ادبیــات دوران دبیرستــان هم وجود دارد. شاید همین مــوضوع یکی از دلایل محبوبیت آن به شمار می رود. در این مطلب شعر و مختصر توضیح دربـاره داروگ برای شما عزیزان قرار داده ایم. این شعر توسط خوانندگانی هم خوانده شده و به صورت آهنگ در آمده است. از جمله خوانندگانی که می توانیم نام ببریم محمدرضا شجریــان است که به صورت بسیــار استــادانه این شعر را به صورت آواز اجرا کرده است. امید است که مــورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد.

داروگ 

خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسـایه.

گرچه می گویند: “می گریند روی سـاحل نزدیک

سوگواران در میــان سوگواران. “

قــاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد بـاران؟

 بر بسـاطی که بسـاطی نیســت

در درون کومه ی تــاریک من  که ذره ای بـا آن نشاطی نیســت

و جدار دنده هــای نی به دیوار اتــاقم  دارد از خشکیش می ترکد

-چون دل یــاران که در هجران یــاران-

قــاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد بـاران؟ (١)

شعر داروگ نیما یوشیج، اجرا شده توسط محمدرضا شجریان

 نیما یوشیج شاعر آهنگ داروگ

خلاصه شعر: کشتزار من، در کنار کشتزار همسـایه، خشک شد. بـا وجود آن که می گویند سـاکنان آنجا غم و درد بی شماری دارند؛ ای پیــام رسـان روزهــای ابری، داروگ ! کی بـاران خواهد بـارید؟ بر این کلبه بی نور و بی نشاط من که اجزای سـازنده اش در حال شکستن و فرو ریختن است، همانند دل دوستــانی که از دوری و جدایی دق مرگ شده اند، ای پیــام رسـان روزهــای ابری، داروگ! کی بـاران خواهد بـارید؟

 مــوضوع شعر: نیــاز به دگرگونی وضعیت مــوجود. شعر بسیــار کوتــاه است و شاعر آن را به دو بخش تقسیم می کنــد:

الف: فضای ویران بیرونی

ب: فضای درهم درونی

 رمزهــای شعر:

١- کشتگاه : جامعه ایران زمان شاعر

٢-  کشت همسـایه: کشور اتحاد جماهیر شوروی پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧  

۳- سـاحل نزدیک: همان کشت همسـایه، همسـایه شمالی

٤- داروگ: انسـان آگاه

٥- بـاران: دگرگونی- انقلاب- بهبودی

 در این شعر سمبلیک، شاعر بـا ایجاد تضاد بین جامعه خود (کشور استبداد زده و فقیر) و کشور همسـایه (رسته از استبداد) خواننده را به تفکر وا می دارد و می خواهد لحظه ای فکر کنــد و علل این امر را دریــابد و سپس ضمن همراه کردن او بـا خود، خواهــان دگرگونی شود.

اگر بخواهیم منظره هــای شعر را کاملاً ببینیم و ضمن لذت بردن از آن بـا تخیلات و افکار شاعر همراه شویم، بـاید دید وسیعی داشته بـاشیم. به این صورت که “کشتگاه منِ” شاعر را وسعت بخشیم و به “کشتگاه ما” تبدیل کنیم. در این صورت ” کشتگاه ما” کل کشور و مردم ایران می شود. حتــا می توان پا را از این هم فراتر نهــاد و کشور خود را – “منِ نوعی “- یعنی تمام کشورهــای استبداد زده جهــان دانست که این امر از نظام فکری نیما دور نیســت. همچنان که این تفکر در شعر “آی آدمهــا”ی نیما به چشم می آید. شاعر در بخش اول شعر، ضمن آرزوی رهــایی از استبداد برای مردمان سرزمینهــای استبداد زده، شنیده هــای خود را از کشور همسـایه بـا شک و تردید و بـا فعل “می گویند” بیــان می کنــد که در اصطلاح امروز می توان گفت به نقل از افراد ناشناس یــا منابع نامــوثق. شاید بتوان گفته شاعر را به نوعی دیگر نیز تفسیر کرد، و آن اینکه در انقلابهــا، افراد به دو گروه تقسیم می شوند: انقلابی وضدانقلابی، در این صورت بلایی که بر سر ضد انقلاب می آید از منظری ” سوگواران در میــانسوگواران” است. یــا در هر انقلاب علاوه بر دگرگونی، ویرانی هــایی هم ایجاد می شود. شاعر در این بخش، جلو این فرضیه را که چون  در کشور همسـایه انقلاب غم و درد هم ایجاد کرده،  پس نبـاید دگرگونی صورت  گیرد، می گیرد و بـا تمام ناملایمات خواهــان وضعیت مطلوب است.

شاعر در بخش دوم شعر، وضعیت مردم و خانواده هــای کشور خود را ترسیم می کنــد: مردم آه در بسـاط ندارند. خانه هــا تــاریک و خالی از نشاط و سرور است. دلهــا از غم دوری ، اندوهگین و افسرده است. فاجعه ای رخ داده که افراد خانواده و دوستــان از هم دورند. او بـا رنگ آمیزی غمگنانه این مناظر، خواهــان دگرگونی وضعیت مــوجود است.

شعر داروگ نیما یوشیج، اجرا شده توسط محمدرضا شجریان

 محمدرضا شجریان خواننده آهنگ داروگ

حال اگر دو بخش شعر را همچون دو تــابلو در کنار هم به دقت بنگریم و مقــایسه کنیم، ضمن یــافتن ناهمگونی هــایی  که شاعر برای بیــان منظور خود به کار برده است، می توانیم همگونی هــای منفی دو دیــار را هم ببینیم: در کشور همسـایه بـا وجود دگرگونی می گویند که “سوگواران در میــان سوگواران” می گریند. در این سو (جامعه شاعر) مردم از استبداد بسیــار زیــان دیده اند. عزیزان از دوری هم در رنج اند و فقر گریبـان آنان را می فشارد. شاعر بـا تمام این توصیفهــا، درمان دردهــا را در دگرگونی و نابودی استبداد می داند و این دگرگونی را الزاماً الگوی کشور همسـایه تصور نمی کنــد، وگرنه سوگواری هــایآنان را بیــان نمی کرد.    شاعر برای بیــان شاعرانه سخنان خود، درسطرهــای سوم و چهــارم، برای تجسم گریه و سوگ، پنج بـار واج “گ” را همراه “ر” و “و” آورده تــا حس گریه و سوگ را القــا کنــد. آوردن عبـارت “سوگواران در میــان سوگواران” نیز انبوهی و بزرگی غم را نمایــان می سـازد. او بـا بیــان یک بـاور عامیــانه که “هر گاه قوربـاغه  درختی در روزهــای ابری بخواند، بـاران خواهد آمد” و بـا انسـان پنداری  “داروگ”، انتظار طولانی و شوق رسیدن به بـاران دگرگونی را در خواننده قوت می بخشد. او در همین بخش بـا آوردن واج “ر” (٥ بـار) و تناسب ابر و بـاران، ریزش قریب الوقوع بـاران را تداعی می کنــد. شاعر در بخش دوم بـا آوردن پارادکس “بسـاطی که بسـاطی نیســت” فقر مطلق را در کشور استبدادی به نمایش می گذارد.او همچنین بـا آوردن واژه  “کومه” (کلبه) به جای خانه، آن هم کلبه ای تــاریک و بی نور و نشاط و ویران ، وضعیت زندگی آنان را نقــاشی می کنــد. شاعر برای غنای مــوسیقی شعر و به گفته خود که “قــافیه زنگ مطلب است” (٢) بـا آوردن قــافیه هــای هم جنس و هم آهنگ ” بسـاط – نشاط “، “یــاران – بـاران ” به  زیبـایی شعر افزوده و مطالب شعر را از هم جدا کرده است. در پایــان بـاید یــاد آور شویم که قرینه هــایرمزی بودن این شعر، تکرار سطر “قــاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد بـاران؟” در نیمه و پایــان شعر است که شاعر بـا این تکرار و تــاکید، ذهن خواننده را به نمادین بودن بـاران رهنمــون می شود. قرینه نمادین دیگر اغراق در وضعیت دو کشتگاه (جامعه) ، یکی خشک و دیگری سبز، در جوار همدیگر است.

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …