شعر بهاری فریدون مشیری،گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

 

شعر بهاری فریدون مشیری،گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

شعر بهاری یا در اصطلاح بهاریه سبکی از شعر است که در آن شاعران فرا رسیدن بهار و پایان فصل سرما نوید می دهند. در ادامه با یکی از شعرهای بهاری یا همان بهاریه های معروف فریدون مشیری آشنا می شویم.
 
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
شعر بهاری فریدون مشیری،گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
فریدون مشیری شاعر معاصر

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …