دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد از صائب تبریزی

دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد از صائب تبریزی

دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد
که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد

کدامین بی ادب زد حلقه بر در این گلستان را؟
که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد

حجاب آب و گل گردیده سنگ راه یکتایی
وگرنه رشته تسبیح بر زتار می پیچد

به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را
صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد

نمی دانم چه می ریزد زکلک نامه پردازم
که هر سطری به خود از درد چون طومار می پیچد

ازین بستانسرا با دست خالی می رود بیرون
سبکدستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد

به دور چشم او انگشت زنهاری است هرمژگان
که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد

مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد

صائب تبریزی

دل آزاده از طول امل بسیار می پیچد از صائب تبریزی

مخور صائب فریب فضل از عمامه ی زاهد

دیگر اشعار ناب صائب تبریزی:

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست از صائب تبریزی

ازهمراهی شما سپاسگذاریم. مجله اینترنتی چارگوشه

مطلب پیشنهادی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی

ای یار ناسامان من از من چرا رنجیده‌ای از سعدی ای یار ناسامان من از …