در پیله تا به کی بر خویشتن تنی از نمیا یوشیج

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی از نمیا یوشیج

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی؟
“پرسید کرم را مرغ از فروتنی”

تا چند منزوی در کنج خلوتی؟
در بسته تا به کی، در محبس تنی؟

در فکر رَستنم. پاسخ بداد کرم
خلوت نشسته‌ام زین‌روی منحنی.

فرسوده جان من از بس به یک مدار
بر جای مانده‌ام چون فطرت دنی.

هم‌سال‌های من پروانگان شدند
جَستند از این قفس، گشتند دیدنی

یا سوخت جانشان دهقان به دیگران
جز من که زنده‌ام در حال جان‌کنی

در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر برآورم بهر پریدنی

اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمی‌کنی، پرّی نمی‌زنی؟

پایندهٔ چه‌ای؟ وابستهٔ که‌ای؟
تا کی اسیری و در حبس دشمنی؟

نیما یوشیج

معنی شعر:

مرغ با تنبلی از کرم پرسید، تا کی در خانه ( پیله ) تار می بافی؟

ای کرم تا چه وقت در کنج تنهایی گوشه نشینی اختیار می کنی و از مردم کناره می گیری؟ تا چه وقت اسیر جسم خاکی خود هستی؟

کرم پاسخ داد، در فکر رهایی و پرواز می باشم، به این خاطر خلوت و تنهایی اختیار کردم تا خمیده شدم (رستن یعنی دل کندن ازدنیا و پرواز آسمانی مراد است)

هم سن و سالان من به پروانه مبدّل شدند و از این قفس (پیله) رهایی یافتند و تماشایی شدند.

در زندان تن خود خلوت اختیار کردم تا با مرگ، رهایی و خلاصی یابم یا منتظرم پر در آورم و با شایستگی پرواز کنم.

ای مرغ خانگی برای تو چه اتّفاقی رخ داده است که نه در فکر پرواز هستی و نه تلاش می کنی.

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی از نمیا یوشیجنیما یوشیج

مطلب پیشنهادی

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا از امیر خسرو دهلوی

ابر می‌بارد و من می‌شوم از یار جدا از امیر خسرو دهلوی ابر می‌بارد و …