جلوه ی جانانه_شهریار, مجله اینترنتی چارگوشه

جلوه ی جانانه_شهریار

جلوه ی جانانه_شهریار

 

شهریار شاعری عاشق بود که شعر او جلوه ای از پاکی وجود و تبلور حقیقی احساس بود. با آن دلی که غزال چابک دشت های غزل بود، می خرامید و چشم زیبا دوستِ «شاعـری» را به خود وا می داشت. آن جا که در دامـن دل انگیز «حیـدر بابا» طنیـن می افکند، دل هر عاشق وارسته ای به آن سو می شتافت. او در سیر پر دامنه خویش، در سلوک عاشقی تا بدان جا پیش رفت که سزاوار دریافت خرقه از دستان مرشد طریقت گشت؛ اما فروتنی و خاکساری اش او را به عالم شاعری فرا خواند. روح پر تلاطم و پر تکاپوی نغز پرور او را می ستاییم.

 

جلوه ی جانانه_شهریار, مجله اینترنتی چارگوشه

 

شهریار

 

شمعی فروخت چهره که پروانه تو بود

عقلی درید پرده که دیوانه تو بود

خم فلک که چون مه و مهرش پیاله هاست

خود جرعه نوش گردش پیمانه تو بود

پیرخرد که منع جوانان کند ز می

تابود خود سبو کش میخانه تو بود

خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر

ته سفره خوار ریزش انبانه تو بود

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل

هر جا گذشت جلوه جانانه تو بود

دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو

مرغان باغ را به لب افسانه تو بود

هدهد گرفت رشته صحبت به دلکشی

بازش سخن ز زلف تو و شانه تو بود

برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک

کورا هوای دام تو و دانه تو بود

بیگانه شد بغیر تو هر آشنای راز

هر چند آشنا همه بیگانه تو بود

همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار

تا بانک صبح ناله مستانه تو بود

 

جلوه ی جانانه_شهریار, مجله اینترنتی چارگوشه

جلوه ی جانانه

 

ممنون از همراهیتان با ما در مجله اینترنتی چارگوشه

 

مطالب مرتبط:

شعر عاشقانه،اشعار زیبا در وصف عشق

مطلب پیشنهادی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی, مجله اینترنتی چارگوشه

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی

متن شعر “آمد بهار جان ها” -مولوی     آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر …