انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

جامعه ما این روزها با یک ناهنجاری مواجه است، گرفتار یک ضداخلاق است، با یک معضل دست و پنجه نرم می کند و دست به گریبان است با یک بیماری؛ بیماری مزمنی به نام چشم چرانی که برآمده از یک عادت نکوهیده درمان نشده است. سرها، گردن ها، صورت ها و چشم هایی که زاویه و جهت دارند، به سوی جنس مخالف و نگاه هایی عمیق و ژرف که ثابت می مانند به روی دیگران به قصد لذت و حظ. به زبان ساده تر، دوختن نگاه آلوده به نوامیس مردم برای کامجویی بصری. گاه عیار و میزان این چشم چرانی ها و نظربازی ها چنان بالا می رود که فغان اعتراض مردم را هم بلند می کند.

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی


چشم چرانی چیست؟

چشم چرانی

چشم چرانی یا “ویریسم” واژه ای فرانسوی است، گرفته شده از “ویر” به معنای “تماشاگر”. این اختلال از لحاظ جسمی برای فرد چشم چران مضر نیست اما برای قربانی آن ناراحت کننده است. فرد چشم چران دارای تکانه ای غیر قابل کنترل برای دید زدن دیگران و معمولا غریبه ها به طور دزدانه دارد. چنین فردی کشش تکرار شونده ای را برای مشاهده کردن دیگران از درون پنجره ها، پارکها، اماکن خاص مانند حمامها ، استخر و.. دارد.

حتما در اخبار و روزنامه ها با مطالبی در مورد نصب دوربینهای مخفی در اطاقهای پرو، سالنهای آرایش زنانه، باشگاههای ورزشی و.. مواجه شده اید. افرادی که مرتکب این اعمال غیر اخلاقی می شوند عمدتا دچار این اختلال هستند. چشم چرانها عموما مرد هستند و معمولا خود را مخفی نگه می دارند اما زن ها هم از این امر مستثنی نیستند.

 

چشم چرانی یا تماشگری جنسی Voyeurism عبارت است از اشتغال ذهنی مکرر با تخیلات و اعمال مربوط به دید زدن افراد برهنه یا کسانی که در حال تعویض لباس یا فعالیت جنسی هستند. در ضمن عمل دید زدن یا بعد آن معمولا خودارضایی تا ارگاسم روی میدهد. معمولا قبل از ۱۵ سالگی شروع می شود و در مردها شایعتر است مردان ۲۰ تا ۳۰ ساله که ترجیح میدهند زنانی را که نمیشناسند تماشا  و ندرتا از قربانی درخواست سکس میکنند.

افراد چشم چران انحرافات جنسی متعدد دارند که حتی از یک انحراف به دیگری هم عوض میشود.بیشتر آنها اعمال پارافیلیک جدی نشان نمیدهند ولی گاها تجاوز یا قتل هم انجام میدهند و معمولا به جرم ولگردی دستگیر میگردند. این بیماری در مراحل خفیف به دلیل محرومیت های جنسی ،اقتصادی ، فرهنگی می باشد.و با بهبود شرایط این علائم از بین میروند اما در مراحل پیشرفته قابل توجیه نیست

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

ملاکهای تشخیصی انحراف جنسی چشم چرانی در DSM5

A- در طول یک دوره حداقل ۶ ماهه تخیلات برانگیزنده قوی و عودکننده جنسی، امیال شدید جنسی یا رفتارهای مربوط به مشاهده شخص بی خبری که لخت، در حال کندن لباس یا مشغول عمل جنسی است وجود دارد.

B- شخص براساس این تمایلات جنسی دست به عمل بزند یا این تمایلات یا خیال پردازی های جنسی سبب ناراحتی شدید یا بروز مشکلات بین فردی می شوند.

C- فرد حداقل ۱۸ ساله است.

سازمان بهداشت جهانی ملاک های زیر را برای انحراف جنسی چشم چرانی ( اختلال تماشاگری جنسی ) دارد:

۱- فرد تمایلی مداوم یا مکرر برای تماشای رابطه جنسی دیگران یا اعمال خصوصی مانند درآوردن لباس دارد که همراه با تحریک جنسی و خودارضایی است

۲- ملاک های کلی اختلال رجحان جنسی باید موجود باشند:

– فرد به طور مکرر دچار امیال یا تخیلات جنسی عمیق مربوط به فعالیت ها با اشیا غیر عادی میشود

– فرد بر اساس این امیال غیرعادی عمل میکند یا بر اثر آنها به میزان زیادی دچار ناراحتی می شود

– رجحان غیرعادی فرد حداقل ۶ ماه دوام یافته است

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

 

چشم چرانی از نظر روانشناسان

برمبنای تجربه ای علمی هرگاه این انحراف در کسی به وجود آید ، قابل توقف نخواهد بود و هر لحظه بر میزان آن افزوده خواهد شد . فرد چشم چران ، هرگز با چند ساعت چشم چرانی در روز ، قانع نمی شود و این حالت به تدریج در او افزایش می یابد و به جایی می رسد که می خواهد از هر تصویر و عکسی که می بیند لذت جنسی ببرد و ادامه این حالت باعث به وجود آمدن اختلالات روانی شدیدی در فرد می شود .

عادتا اکثر بیماریهای روانی جوانان از همین رهگذر آغاز می شود . چشم می بیند ، دل می خواهد و قلب برای به دست آوردن خواسته خود به تکاپو می افتد . مغز به عنوان فرمانروای بدن، بدون توجه به عقل ، تمام اعضای بدن را وارد به فعالیت نموده و روح را تحت سلطه خود قرار می دهد. چون جسم راه به جایی نمی برد ، روح فشارهایی وارد می کند و این فشارها عامل ایجاد عقده های روحی – روانی می شود . در نتیجه جوان که روحش متزلزل شده و فکرش منحرف است به اعمال غیر انسانی روی می آورد.

 

علل بروز اختلال چشم چرانی از منظر جامعه شناختی

چشم، از مهمترین اعضای بدن است که می تواند وقایع، زیبایی ها و زشتی های طبیعت را در ذهن تثبیت گرداند. مشاهده بعضی از وقایع و مناظر در تحریکات جنسی نقش مهمی دارد. برای مثال جوانان و نوجوانانی که در دوره کودکی شاهد رفتار زناشویی والدین خود بوده اند بسیار مستعد این اختلال هستند و یا پوشش نامناسب اعضای خانواده مانند خواهر و مادر و… در شدت یافتن این اختلال نقش بسزایی دارد.

بی توجهی والدین به تربیت صحیح و مراقبت های ویژه در دوران کودکی، در بروز این اختلال نقش اساسی دارد.

فقدان اعتقادات مذهبی و معنوی درونی و قوی و بی مبالاتی نسبت به ضوابط اخلاقی، دینی و اجتماعی که عمدتا والدین مسئول رشد و پرورش آن در فرزندان هستند، یکی دیگر از علل مهم بروز این اختلال به شمار می رود.

از سوی دیگر، بالا رفتن سن ازدواج که محرومیت های جنسی را برای مردان رقم می زند یکی دیگر از علل بروز این اختلال در سطح جامعه است.

 

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی
عوامل بروز بیماری چشم چرانی از منظر روانشناختی

در مورد علل چشم چرانی نظریه های بسیاری ست که مهمترین آنها نظریه ویلهم اشتگل است.
ویلهم اشتگل، محرومیت های جنسی را عامل این بیماری دانسته و می گوید : محرومیت های جنسی باعث می شود که (لی یبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با این تمرکز، بستگی عصب چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته وشخص از چشم چرانی لذت می برد و با دیدن اندام جنس مخالف تحریک می شود.

اما بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد یا بی حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند.

بسیاری از روانشناسان معتقدند که ریشه این‌ اختلال‌ در دوران کودکی است‌ و با حقارت‌‌های‌ آن دوران مرتبط می باشد. مردان از طریق‌ رد و بدل‌ کردن‌ نگاه‌ و خیره‌ شدن‌ به‌ زنان‌ اضطراب‌ هایشان را تسکین‌ می دهند. اما مهمترین عامل بروز چشم‌ چرانی در مردان، حس خودنمایی زنان است. مردان به طور طبیعی به زیبایی و اندام جنس مخالف علاقه مند و حساس می باشند و زنانی که با بی حجابی خود و آرایشهای کاذب، لباسهای عجیب و غریب، تنگ و نازک زینت بخش کوچه و برزن شده اند و اسرار زنانگی و جسمانی خود را در معرض دید چشمان هوس بازان قرار داده اند، زمینه ای را برای ‌ تمرین‌ قدرت‌ زیباشناختی‌ مردان فراهم کرده اند.

 

انحراف جنسی چشم چرانی یا اختلال تماشاگری جنسی

نظریه ها و درمان نابهنجاری های جنسی :

هر نابهنجاری جنسی رویکرد منفردی را می طلبد، اما چند اصل کلی وجود دارد. اغلب نابهنجاریهای جنسی در تجربیات کودکی ریشه دارند. بعد از اینکه نابهنجاری جنسی تثبیت شد، مزمن می شود.

به عقیده مانی، نقشه عشقی، بازنمایی خیالپردازیها و شیوه های عمل جنسی ترجیحی فرد است. نقشه های جنسی در اوایل زندگی تشکیل می شوند. نابهنجاری جنسی به علت نقشه عشقی به خطا رفته است. به عبارتی فرد طوری برنامه ریزی شده است که خیالپردازیهای جامعه ناپسند و بالقوه زیانبخش را به اجرا گذارد.

نابهنجاری جنسی می تواند در موقعیت آمیزش جنسی با همسر روی دهد. چنین رفتاری بیانگر اختلال در رابطه عاشقانه، یعنی، نظر تحریف شده در مورد رفتار جنسی مناسب است.

نظریه پردازان معتقدند از طریق نابهنجاریهای وراثتی، هورمونی، یا عصب شناختی، برای این رفتارها آمادگی زیستی دارند، اما دیدیم که طبق رویکرد رفتاری، یک یا چند رویداد یادگیری در دوران کودکی فرد اتفاق افتاده که پاسخ شرطی لذت جنسی به محرک نامناسب را شامل می شوند. به مرور زمان، فرد به صورت بی اختیار، ارضای تداعی شده با این محرک یا تجربه را دنبال می کند. اغلب نوعی احساس قدرت با این ارضا همراه است.

آنها می توانند از طریق تجربیات موفقیت آمیز با موضوع دلخواه خود، نیازهای جنسی و عزت نفس خود را ارضا کنند. نظریه دیگری اعلام می دارد که افراد مبتلا به نابهنجاریهای جنسی، نقص کنترل کلی دارند. آنها به جای اینکه فقط یک رفتار نابهنجار جنسی را اکتساب کرده باشند از یک نابهنجاری جنسی به سراغ دیگری می روند، یا رفتارهای بیش از یک طبقه را انجام می دهند. درمان افراد مبتلا به نابهنجاری جنسی خیلی سخت است؛ زیرا این افراد اغلب مایل نیستند رفتار لذتبخش خود را ترک کنند یا خیلی خجالت می کشند کمک بخواهند.

مطلب پیشنهادی

چراعاشق اشخاص نامناسب می شویم؟

چراعاشق اشخاص نامناسب می شویم؟   ما ادم ها  ها بر اساس سرشتمان  طوری افریده …