طراحی وبسایت زریاسپا

خود سرزنشی

طبیعی است که هر فردی در مقطعی از زندگی خود دچار احساس یاس، ناامیـدی و افـسردگی شود و آرامش خود را از دسـت بدهد.اما افرادی وجود دارند که همواره جنبه های منفی زندگی را می نگرند که این امر تاثیر منفی بر روحیات فرد می گذارد. به جز افراد بدبین که همـواره افکار منفی دارند و به بدترین چیزها در زندگی فکر می کنند و در واقع منتظر وقوع اتفاقات ناخوشـایند هستـند، عده ای هم وجود دارند که به خود ملامت گری معروف اند.دراین افراد نوعی لذت بردن از رنج دادن و ملامت کردن خویش وجود دارد.

خود سرزنشی

چگونه یک فرد خود سرزنشی می‌کند؟

این افراد دایم با تکرار جملاتی نظیر «من خوب نیسـتم»، «بازهم کارهارا خراب کردم»، «هیچ کاری را درسـت انجام نمی دهم» بر رنج درونی خود صحه می گذارند. اصولا سرزنش و ملامت کردن خود و دیگران یکی از عادات نادرسـتی است که نگرش مثبت به زندگی را تحت الشعـاع قرار می دهد و باعث می شود فرد نتواند از زندگـی لذت ببرد.
«خود ملامت گری» جزو دسـته بیماری های اضطرابی است زیرا فرد دایم مضـطرب است، احسـاس گناه زیادی دارد، از اشتـباه کردن می ترسد و برای کوچک ترین خطایی خود را سرزنش می کند.
در واقع این افراد بازتابی از واکنش های دیگران نسـبت به خود هستند زیرا در کودکی با سرزنش و انتـقادهای زیادی بزرگ شـده اند. بیشتر آن ها والدین خودشیـفته ای داشته اند که برای بی تقصـیر جلوه دادن خود با ابراز خشـم و سرزنـش کردن فرزندان، خود را تخلیه می کردند.

خود سرزنشی
 
دسته ای از آن ها والـدین کمال گرایی داشتند که به چیزی کمـتر از ایده آل مطـلق رضایت نمی دادند. این والدین هرگز از موقعیت فرزند خود ابراز رضایت نمی کردند و این نارضایـتی دایمی پس از مدتی درونی شـده و لذت را از فرد گرفـته است.والدینـی با این ویژگی ها دایم پیام هایی نظیر «درسـت عمل کن»، «این چه طرز رفتاره»، «کارهایت خوب نیست» را به فرزندشـان منتـقل می کردند و حالا والد درون همـین پیام ها را روزانه و به طور دایم تکـرار می کند.

در واقع در این افراد بین دو قسـمت از شخـصیت فرد همیـشه تعارض و گفت وگوی درونـی وجود دارد.سیـستمی که این فرد در آن رشـد کرده، همیشـه مقصر می خواسـته و کسـی باید بار گناه را به دوش می گرفـته است و از آن جا که مسـئول احساسـات ما کودک درون اسـت، احساسـات همواره سرکوب شده و پنهان باقی مانده است.

خود سرزنشی

واکنـش این افراد در جامعه چگونه است؟

این افراد پس از ورود به جامعـه به دو شـیوه، واکنش نشـان می دهند:
_ممکن است تسـلیم این واقعیت دروغـین شوند که «هـمواره تقصـیر من است».در این حالت فرد به انزوا و گوشـه گیری متمـایل می شود. از همه چیز دوری می کند و اعتماد به نفـس اندکی دارد و با انتظار شکسـت کاری را آغاز می کند. این فرد از ورود به مسـائل جدید می ترسـد و تا حد ممکن از کارهای جدید دوری می کند.
_ در حالت دوم فرد به همـانندسازی با والد مهاجم می پردازد و نسـخه بدل او می شود.او به یک انسان خودشـیفته تبدیل می شود که هیچ تقـصیری را به گردن نمی گیرد و همواره از دیگران انتقاد می کنـد.او در واقع با مهاجم همانندسـازی می کند تا از دست او در امان باشد.

خود سرزنشی

طرحواره چیست؟

به بازی ها یا الگوهای تکرارشونده در افکار و احساسات انسان طرحواره میگوند.
طرحواره ها در واقع یک قالب یا یک بسته فکری است که ما به طور ناخودآگاه و بدون این که بدانیم، آن را انتخاب می کنیم. این الگو ناخودآگاه از ذهن آغاز و به رفتار تبدیل می شود و ممکن است در زندگی خانوادگی، محیط کار،روابط زناشویی و رابطه با دوستان تکرار شود.

مبتلایان به اختلال خودملامتگری طرحواره انکار یا جبرانی را در پیش می گیـرند و به صورت ناخودآگاه به دنبال مقصر هستند و حاضر نیستند مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرند و همواره به خود می گویند تقصیر من نیست، من مقصر نیستم. این طرحواره نقطه مقابل احساسی است که فرد طی آن همواره خود را سرزنش می کند. او در واقع از خودملامتگری شدید به ملامت کردن دیگران می رسد و از در انکار همه چیز در می آید.

تیپ شخصیتی ملامتگر خودشکن در دسته دوم اختلالات شخصیتی طبقه بندی می شـود، این افراد یا دچار اضطراب و خودکم بینی شدید می شوند و یا به شیوه خودملامتگری و خودویرانگری رو می آورند. دسته دیگری هم تسلیم می شوند و با خود می گوینـد حال که همه چیز تقصیر من است، مستحق مجازات و رنج کشیدن هستم. این عده خود را از لذت های عادی محـروم می کنند.در واقع والد بیرونی آن ها که همواره با شلاق سرزنش، انتقاد و ملامت با آن ها برخورد می کرده است کم کم درونی می شود و والد درون به وسـیله رنج کشیدن و تنبیه نسبـت به خود بی رحمی می کنـند.

خود سرزنشی

درمان اختلال خود سرزنشی

درمان این اختلال زمان بر  است، می گوید: در این بیماری در واقع از شخـصیت صحبت می کنـیم و شخصیت هم از باورها و عقایدی تشکیل شده که در فرد نهادینه شده است.

اگر مراجعه کننده کودک است والدینش باید درمان شوند و اگر بزرگسال است خود فرد تحت درمان قرار می گیرد.
البته خانواده درمانی بخش مهمی از فرآیند درمان را شامل می شود و در بزرگسالان باید سه شخصیت درونی فرد یعنی والد، بالغ و کودک درون را به سه شیوه مختلف درمان کنیم.والد مرتب نصیحت می کند و خوب و بد را متذکر می شود، درست مثل پدر و مادرها، بالغ عینک منطق به چشم زده است و دائم استدلال های منطقی و بدون احساس ارائه می کند و کودک درون فقط با احساسات زندگی می کند و گوش به نصیحت یا منطق والد و بالغ نمی کند.

این سه وجه شخصیت در درون همه ما در تعامل با یکدیگر است و در یک فرد مبتلا به خودملامتگری هر سه آسیب دیده است. وجه والد ما بدون درک و فکر درباره گزینش مکتب یا مرامی، ارزش ها و خوب و بدها را به ارث برده اسـت و فرد خودملامتگر به تاسی از والدینش تا جایی به اخلاق پای بند است که خودش گناهکار نباشد اما زمانی که مجبور شد مسئولیت کاری را به عهده بگیرد، اخلاق را کنار می گذارد.

خود سرزنشی

وجه بالغ چنین افرادی دچار خطاهای شناختی می شود زیرا نمی تواند توانمندی های خود را ببیند. تصوری که از خود دارد بسیار ایده آل و دست نیافتنی است و علت آن اهداف بزرگ و غیرقابل دسترسـی است که والدینش برای او تعیین کرده اند. تصویر چنین فردی از خودش بسیار مخدوش و ضعیف است به همین علت است که همواره خود را بابت یک اشتباه کوچک یا بزرگ ماه ها و حتی سال ها سرزنش می کند.

او یاد گرفته است که اشتباهات شخصی یک فرد را به حساب کل شخصـیتش بگذارد. در صورتی که هر کسی حق اشتباه دارد و اعمال افراد کل شخصیت آن ها را نمی سازد. او تصور می کند که دیگران به واسطه اشتبـاهاتشان مستحق مجازات هستند و به همین علت است که خود را مجازات می کند.باید به این فرد آموزش داد که ریشه اشتباهاتش را که ممکن است باورها و عقاید نادرست باشد، شناسایی کند.

در بسیاری از مواقع انسان باید اشتباه کند، آزمون و خطا کند تا راه خود را بیابد. او باید مهارت رو به رو شدن با ناکامـی ها را یاد بگیرد و ناکامی را بخش بزرگی از زندگی که بسیار تاثیرگذار و حیاتی است، به رسمیت بشناسد.این روان پزشک به کودک درون افراد خودملامـتگر اشاره می کند و توضیح می دهد: این بخش از شخصیت افراد ملامـتگر آسیـب جدی دیده است.

خود سرزنشی

کودکی را تصور کنید که در گوشه ای کز کرده است، دست هایش را به هم فشـار می دهد، چشمـانش مملو از اشک و بسیار غمگین است، بغض کرده و آماده گریه کردن است و خود را مقـصر می داند، این کودک هم باید شفا پیدا کند، مورد حمایت قرار بگیرد، نوازش شود، صحبت هایش شنیده شود تا احساس امنیت و آرامش خاطر کند و یک بار دیگر بتواند با نشـاط و شادمان شود.

نکته مهم این است که، نوازش خویـش قبل از این که از محیط بیـرون آغاز شود باید از خود فرد آغاز شـود، به علاوه این که با شناسـایی ارزش های درونی، کم کم صدای کودک درون و صدای بالغ حمایتـگر ذهن شنـیده خواهد شد. وقتی فرد رضایت درونی بالاتری نـسبت به خود پیـدا کرد، می تواند به زوایای تاریک ذهن، خاطره ها و باورهایـش سرک بکـشد و آماده تحرک حقیـقی باشد. نگاه مثبـت و خوب، ثمره این تغییر مسـیر و خودباوری اسـت که در این صورت فرد، دیگـران را نیز خوب خواهـد دید و نگاه سـرزنش گر دیگـران تاثیـری روی وی نخـواهد گذاشـت.

خود سرزنشی

مطلب پیشنهادی

اختلالات دوقطبي چيست؟ همه چیز درباره اختلالات دو قطبی و درمان آن

اختـلالـات دوقـطـبـی چيست؟ همه چیز درباره اختـلالـات دو قـطـبـی و درمان آن نام دیگر این …